لینوکس!

12 05 2008

کمی بعد از انتشار MINIX (سیستم عامل آموزشی که توسط اندرو س. تانن‌باوم) یک گروه خبری یوزنت (USENET – بولتنهای خبری اینترنتی برای بحث و تبادل نظر در زمینه‌های مختلف) بنام comp.os.minix برای بحث درباره‌ی آن تشکیل شد. در عرض چند هفته تعداد اعضای این گروه خبری به ۴۰,000 نفر رسید، و اغلب آنها افرادی بودند که میل داشتند امکانات جدیدی به MINIX اضافه کرده و آنرا بزرگتر و بهتر کنند. برای آنهایی که از MS-DOS متنفر بودند، وجود MINIX (به همراه کد منبع آن) دلیلی شد تا یک PC خریده و تجربه‌ی متفاوتی با آن داشته باشند.

یکی از این افراد دانشجوی فنلاندی بنام لینوس توروالدز (Linus Torvalds) بود. توروالدز MINIX را روی کامپیوتر که به تازگی خریده بود نصب کرد و کد آن را به دقت مطالعه کرد. وی که مایل بود گروه‌های خبری (از جمله comp.os.minix) را روی کامپیوتر MINIX خود مطالعه کند، نه در دانشگاه، دریافت که MINIX فاقد چنین امکانی است. لینوس تصمیم گرفت برنامه‌ی مورد نیاز را خودش بنویسد، اما خیلی زود متوجه شد که برای این کار به یک درایور ترمینال جدید نیاز دارد، پس آن را هم نوشت. کمی بعد به وسیله‌ای برای ذخیره کردن مباحث گروه‌های خبری نیاز پیدا کرد، پس یک درایور دیسک (و کمی بعد سیستم فایل) هم نوشت. تا آگوست ۱۹۹۱ لینوس موفق به خلق یک هسته‌ی سیستم‌عامل ابتدایی شده بود، و در تاریخ ۲۵ آگوست ۱۹۹۱ آن را روی گروه خبری comp.os.minix اعلام کرد.افراد زیادی برای کمک به لینوس گرد آمدند، و بالاخره اولین ویرایش این سیستم عامل در ۱۳ مارس ۱۹۹۴ منتشر شد؛ لینوکس (Linus MINIx) متولد شده بود.

لینوکس یکی از موفقیت‌های مهم در نهضت منبع‌باز (Open Source) که MINIX در شروع آن نقش مهمی داشت محسوب می‌شود. لینوکس سیستم عامل ویندوز و یونیکس را به مبارزه طلبید، چون روی سیستم‌های ساده‌ای اجرا می‌شد که رقبایش آنها را از رده خارج تلقی می‌کردند. به زودی چند نرم‌افزار منبع باز دیگر، از جمله سرویس دهنده‌ی وب آپاچی(Apache) و پایگاه داده‌ی MySQL، به کمک لینوکس شتافتند و به موفقیت آن در بازار کمک رساندند. اکنون لینوکس به همراه آپاچی، MySQL و زبانهای برنامه نویسی منبع باز Perl و PHP (که روی هم رفته به عنوان LAMP شهرت یافته‌اند)، بخش عمده‌ای از بازار سرویس دهنده‌های وب را در اختیار دارند.

طراحی و پیاده‌سازی سیستم‌عامل (کتاب MINIX)، اندرو س. تانن‌باوم، آلبرت س. وودهال؛





Hardy Release Party

7 04 2008

۱۷ روز دیگه یعنی ۲۴ آپریل نسخه‌ی جدید اوبونتو بیرون میاد! به مناسبت این واقعه رسمه که ملت جشن می‌گیرن و مزایا و جدیدیات اون رو در قالب یک جشن اراعه می‌دن و کلا یه خانواده رو تشکیل می دن. عرض شود که می‌تونید یه چیز هایی رو توی این لینک و این لینک ببینید.

اما اینجانب بالاخره تونستیم مدیر گروه رو متقاعد کنیم که این جشن رو توی دانشگاه بگیریم! به به! چی از این بهتر. خدایی کل اساتید و بچه های اینجا خیلی منطقی به لینوکس و معایب و مزایاش نگاه می‌کنن. حالا من دارم روی نیاز های جشن کار می‌کنم و احتمالا با چند تا کلیپ جالب این نسخه رو معرفی خواهم کرد! به به!

اگه تو شهر و دیار شما هم از این جشن ها هست، حتما شرکت کنید و هم بار علمیتون رو بالا ببرید، هم چند تا دوست خوب پیدا کنید و هم یک CD اون رو هدیه بگیرید و در کل به خانواده‌ی اوبونتو بپیوندین.





Motorola A1200

7 04 2008

آقا ما دنبال یه راهی بودیم که رو گوشیمون که یه نوکیا سری شصته گنو/لینوکس نصب کنیم که خوب باشه! از قرار معلوم یه گوشی باحال هست که گنو/لینوکس روش نصبه! به! به! دیگه چی از این بهتر. دوربین دو مگا پیکسلی در کنار بلوتوث ۲ و A2DP و صفحه تاچ اسکرین و MicroSD و MiniUSB و Java MIDP 2 و جم و جور! به به!

بچه ها می گفتن که حدود ۲۴۰ هزار تومنه تو بازار. نسبت به امکاناتش می‌ارزه! احتمالا بگیرمش!





نصب مودم corecess 3112ug در گنو/لینوکس

3 02 2008

متن زیر آموزش نصب مودم های USB مدل corecess 3112ug هستش که شرکت آسیاتک به کاربرانش پیشنهاد می‌کنه یا بهتر بگیم، میندازه! من هم برای ADSL خودم این رو گرفتم که ای کاش قبل از اون یکم بیشتر تحقیق می‌کردم و یه مودم که به کارت شبکه (Ethernet) وصل می‌شه رو می‌گرفتم! گفتم فرق این و اون که به کارت شبکه وصل می‌شه چیه؟! گفت هیچی! گفتم کدوم؟ گفت این USB بهتره! این نهایت تحقیق من بود!

من از اینجا یاد گرفتم که البته خوب یاد نداده، من بهتر توضیح می‌دم:

  • اول از همه از اینجا درایور رو دانلود کنید، البته برای اوبونتو و من تو پارسیکس هم از همین استفاده کردم، برای توزیع های دیگه برین اینجا رو بگردین.
  • دوم از همه! برین و این بسته رو بگیرین.
  • روی اون بسته‌ی اول دو بار کلیک کنید تا نصب شه. این مرحله آسونه و فقط نیاز به دسترسی مدیر داره که باید Password کاربری رو وارد کنید.
  • روی بسته‌ی دوم راست کلیک کنید و Extract Here رو بزنید. یه پوشه کنارش درست می‌شه به این اسم «eciadsl-synch_bin».
  • برای مرحله‌ی سوم راه های زیادی هست از جمله این که شما یک Accessories > Terminal> ترمینال باز کنید و توش برای اوبونتو بنوسید:

sudo nautilus

یا راه دیگه این که کید‌های «ALT» و «F2» رو از روی صفحه‌کلید بزنید و توی اون صفحه بنویسید:

gksu nautilus

  • بعد پسورد رو بزنید، یک پنجره باز می‌شه، از توی اون پنجره برید به پوشه‌ی «eciadsl-synch_bin» که تو مرحله‌‌های قبل ساختید. بعد محتویاتش رو همشون رو انتخاب کنید و یه راست کلیک و بعد Copy بعد دکمه‌ی «ctrl» و «L» رو بزنید تا آدرس بار باز شه. بعد اونجا بنویسید:

/etc/eciadsl

  • بعد enter تا پوشه باز شه. اگر هم پارسیکس دارین که به جای sudo باید نوشت su -c و بعد nautilus البته راه آسون تر که من همیشه استفاده می‌کنم اینه که توی ترمینال می‌نویسم:

sudo cp /home/ramin/installMode/eciadsl-synch_bin/* /etc/eciadsl

که البته اون پوشه‌ی «eciadsl-synch_bin» که چند مرحله پیش گفتم رو توی پوشه‌ی «/home/ramin/installMode/» داشتم.

  • توی مرحله‌ی بعد دستور زیر رو توی همون ترمینال بنویسید:

sudo eciadsl-config-text

که البته برای پارسیکس باید به جای «sudo» از «su -c» استفاده کنید.

  • اینطور متن هایی ظاهر می‌شه:

===== Welcome to the EciAdsl Linux driver configuration =====
  
At any time, press Ctrl+C to quit this script without saving modifications.
  
Tip: you can run eciadsl-config-text with a .bin file as parameter to change
your .bin quickly.
  
Your choice:
  
1) Configure all settings
2) Remove dabusb module
3) Change synch .bin file
  
Enter your choice (1-3, default is 1):

  • شما باید 1 رو بزنید و بعد Enter!
  • بعد از شما Username و بعد Password رو می‌خواد، برای من که اولین بار نیست این تنظیم ها رو انجام می‌دم نتیجه اینه:

Current user name is: username
Type in your user name (given by your provider, press ENTER to keep the previous one): username
  
Current password is: password
Type in your password (given by your provider, press ENTER to keep the previous one):
  
Select your provider:
  
1) AR..Telviso
2) AU..Arachnet
3) AU..iiNet
4) AU..Pacific Internet
5) AU..TPG
6) BE..Belgacom Skynet
7) BE..EDPnet
8) BE..Easynet
9) BE..Openweb
10) BE..PlanetInternet
11) BE..Tiscali Belgium
12) BR..Global Village Telecom
13) CH..Bluewin
14) CH..Econophone
15) CH..Netstream
16) CH..SolNet
17) CH..Sunrise
18) DK..Cybercity
19) DK..Tiscali
20) EG..Noor
21) EG..Menanet
22) ES..Auna
23) ES..Telefonica (ya.com)
24) ES..Wanadoo Spain
25) FI..Elisa Communications
26) FR..9 Telecom
27) FR..Cegetel
28) FR..Club-Internet
29) FR..Easynet
30) FR..Free
31) FR..Nerim
32) FR..Tele2
33) FR..Tiscali
34) FR..Wanadoo (France Telecom)
35) FR..World Online/Tiscali
36) HU..MonorNet
37) IL..Bezeq Intl.
38) IL..Internet Zahav IL
39) IL..Kavei Zahav
40) IL..Netvision
41) IT..Alice Telecom
42) IT..Infostrada
43) IT..Telecom Italia
44) IT..Tiscali Italia
45) PE..Telefonica del Peru
46) PL..Neostrade/TPnet
47) PT..Clix
48) PT..Sapo
49) PT..ViaNetwork
50) RU..Avangard
51) RU..WebPlus
52) SE..Telenordia
53) SG..Pacific Internet
54) SG..Singnet
55) UK..British Telecom
56) UK..Giointernet
57) UK..Kingston/Karoo Rapidtime
58) UK..Pipex UK
59) Other
  
Enter your choice (1-59, default is 1):

  • خب باید other رو انتخاب کنم که شمارش 59 هستش. 59 رو می‌زنم و نتیجه‌ی زیر میاد:

If your provider was not listed (or if you want to overwrite
defaults), you can type in your own DNS servers:
  
DNS1 currently unset
Type in an IP for DNS1 (press ENTER to skip):

  • فقط Enter رو می‌زنم. نتیجه‌ی زیر میاد:

DNS2 currently unset
Type in an IP for DNS2 (press ENTER to skip):

  • باز این رو هم با Enter جواب می‌دم. این نتیجه میاد:

Enter now your VPI/VCI (depending on your provider/country)
Example for France: 8 35  (VPI=8, VCI=35)
These values correspond to the number dialed under Windows.
  
VPI currently set to 0
Type in your VPI (given by your provider, press ENTER to keep the previous one):

  • من بسته به اتصالم که از آسیاتک هستش، 0 رو می‌زنم. در مورد VPI باید بگم که شما باید این عدد رو از شرکت سرویس دهنده‌ی اینترنت ADSLتون بخواین. این نتیجه میاد:

VCI currently set to 35
Type in your VCI (given by your provider, press ENTER to keep the previous one):

  • باز هم بسته به اتصالم 35 رو می‌زنم. VCI رو هم باید از شرکت بپرسید.

Select your modem:
  
1) Previous setting (Other)
2) Aethra Starmodem
3) Allnet ALL768UB
4) Archtek UGW-8000
5) Askey ALE070
6) Askey ALE130
7) Askey ALE150
8) Asus AAM6000UG
9) Atlantis Land I-Storm
10) Aztech 100U
11) BT Voyager
12) BT Voyager 100
13) BT Voyager 105
14) Conceptronic ConADSLUG
15) Conitech Kiowa
16) Cypress Globespan G7000
17) D-Link DSL200
18) D-Link DSL200 rev B
19) D-Link DSL200 rev B1
20) D-Link DSL200 generation III
21) Digicom MichelAngelo
22) Dynalink ALE070
23) ECI B-Focus
24) ECI HiFocus
25) Eicon Diva
26) Ericsson hm120dp
27) Ericsson hm121dp/di
28) Fujitsu FDX310
29) GVC BB039
30) IPM Datacom Webpower
31) IPM Datacom Dataway USB
32) IPM Datacom SpeedWeb USB
33) Kraun ADSL USB (#1)
34) Kraun ADSL USB (#2)
35) Linkmax HSA 100
36) Lucent CellPipe USB-20A (#1)
37) Lucent CellPipe USB-20A (#2)
38) Lucent CellPipe USB-20A (#3)
39) Nortek 2020 (#1)
40) Nortek 2020 (#2)
41) Nortek 2021 (#1)
42) Nortek 2021 (#2)
43) Nortek 2021 (Tiscali)
44) Onixon DSL100U
45) Prolink Hurricane 7000
46) Siemens Santis (#1)
47) Siemens Santis (#2)
48) Siemens Santis (#3)
49) Siemens Santis 10
50) Siemens Santis 100
51) SMC 7003 V.2 USB ADSL
52) Solwise SAR100
53) Solwise EA100
54) Supergrass Surfer
55) Telewell TW-EA100
56) Topcom Webr@cer 850
57) Topcom XPlorer 850
58) Turbocomm EA100
59) Turbocomm EA103
60) US Robotics 8500
61) Virata (Tiscali)
62) Wisecom ws-ad80usg
63) WyTek FM028
64) Xavi X7005Q2
65) Xentrix USB
66) Zoom 5510 ADSL
67) Zyxel Prestige 630-41
68) Other
  
Enter your choice (1-68, default is 1):

  • چون من اولین بار نیست که این تنظیمات رو انجام می‌دم، 68 تا گزینه دارم، گزینه‌ی 1 رو بیشتر از بقیه دارم، در کل باید Other رو انتخاب کنید. برای من 68 هستش. 68 رو می‌زنم و نتیجه این می‌شه:

If your modem was not listed (or if you want to overwrite defaults),
you can enter your own VID1/PID1/VID2/PID2 (use eciadsl-probe-device
to get them), Globespan chipset and USB alt interface values:
  
VID1 currently unset
Type in a VID1 (4-digit hexadecimal):

  • من باید 0915 رو بزنم، این عدد رو از درایور ویندوزی مودم بدست آوردم. این کار رو می‌کنم. شما هم بزنید 0915. نتیجه اینه:

PID1 currently unset
Type in a PID1 (4-digit hexadecimal):

  • این بار باید 8102 رو بزنم، شما هم بزنید 8102، نتیجه اینه:

VID2 currently unset
Type in a VID2 (4-digit hexadecimal):

  • باز هم 0915:

PID2 currently unset
Type in a PID2 (4-digit hexadecimal):

  • و باز هم 8102:

Select your modem chipset:
  
1) Previous setting ()
2) GS7070
3) GS7470
  
Enter your choice (1-3, default is 1):

  • اما چیپست مودم من GS7470 هستش، شما هم اون رو انتخاب کنید. برای من گزینه‌ی 3:

USB ALT INTERFACE for SYNCH process currently set to
Type in the USB ALT INTERFACE for SYNCH (1-digit decimal (0-5) , press ENTER to keep current value):

  • توی این مرحله باید 0 رو وارد کنید:

USB ALT INTERFACE for PPPOECI process currently set to 4
Type in the USB ALT INTERFACE for PPPOECI (1-digit decimal (0-5) , press ENTER to keep current value):

  • باز هم 0 رو وارد کنید (البته Enter هم بعدش ها!):

Select your .bin file for synch:
  
1) Previous setting (/etc/eciadsl/gs7470_synch18.bin)
2) /etc/eciadsl/gs7470_synch01.bin
3) /etc/eciadsl/gs7470_synch02.bin
4) /etc/eciadsl/gs7470_synch03.bin
5) /etc/eciadsl/gs7470_synch04.bin
6) /etc/eciadsl/gs7470_synch05.bin
7) /etc/eciadsl/gs7470_synch06.bin
8) /etc/eciadsl/gs7470_synch07.bin
9) /etc/eciadsl/gs7470_synch08.bin
10) /etc/eciadsl/gs7470_synch09.bin
11) /etc/eciadsl/gs7470_synch10.bin
12) /etc/eciadsl/gs7470_synch11.bin
13) /etc/eciadsl/gs7470_synch12.bin
14) /etc/eciadsl/gs7470_synch13.bin
15) /etc/eciadsl/gs7470_synch14.bin
16) /etc/eciadsl/gs7470_synch15.bin
17) /etc/eciadsl/gs7470_synch16.bin
18) /etc/eciadsl/gs7470_synch17.bin
19) /etc/eciadsl/gs7470_synch18.bin
20) /etc/eciadsl/gs7470_synch19.bin
21) /etc/eciadsl/gs7470_synch20.bin
22) /etc/eciadsl/gs7470_synch21.bin
  
Enter your choice (1-22, default is 1):

  • *- برای من اون gs7470_synch18.bin خوب جواب می‌ده که تو لیست من گزینه‌ی 19 ام هستش. شما اول این رو آزمایش کن اگر جواب نداد، باید یکی یکی بیاین و این رو تغییر بدین.

Select your PPP mode (use the DEFAULT one if you don't know what this means):
  
1) Previous setting (LLC_SNAP_RFC1483_BRIDGED_ETH_NO_FCS)
2) VCM_RFC2364
3) LLC_RFC2364
4) LLC_SNAP_RFC1483_BRIDGED_ETH_NO_FCS
5) VCM_RFC_1483_BRIDGED_ETH
6) LLC_RFC1483_ROUTED_IP
7) VCM_RFC1483_ROUTED_IP
  
Enter your choice (1-7, default is 1):

  • من باید «LLC_SNAP_RFC1483_BRIDGED_ETH_NO_FCS» رو انتخاب کنم که گزینه‌ی 4 ام هستش. شما هم اون رو انتخاب کنید.

In current config, DHCP is enabled
Is DHCP used by your provider (MOST users should say NO)?
(y/n or press ENTER to keep current value)

  • این سوال رو با یک حرف «y» جواب بدین.

==== Configuration will be created with these values :
  
+ User          : username
+ Password      : (hidden)
+ Provider      : Other
DNS 1       :
DNS 2       :
+ VPI/VCI       : 0/35
+ Modem         : Other
GS chipset  : GS7470
VID1/PID1   : 0915/8102
VID2/PID2   : 0915/8102
ALT SYNCH   : 0
ALT PPPOECI : 0
+ .bin file     : /etc/eciadsl/gs7470_synch17.bin
+ PPP mode      : LLC_SNAP_RFC1483_BRIDGED_ETH_NO_FCS
+ use DHCP      : yes
+ use static IP : yes
  
Press ENTER to create config files or Ctrl+C to exit now without saving.

  • نتیجه باید دقیقا مثل بالا باشه. اگه تمام مراحل رو درست انجام دادین، Enter رو بزنید و اگه غلطه که «CTRL» رو بگیرین و «C» رو بزنید تا چیزی ذخیره نشه. احتمالا اگه مودم وصل نیست، اون رو وصل کنید و توی خط فرمان برای اوبونتو تایپ کنید:

sudo eciadsl-start

  • لامپ مودم شرو می‌کنه به چشمک زدن تا این که وصل می‌شه، اگه مراحل رو درست انجام داده باشین، اینطور خروجی به شما می‌ده:

[EciAdsl 1/5] Setting up USB support...
  
Preliminary USB device filesystem is OK
  
[EciAdsl 2/5] Uploading firmware...
  
Process skipped .. no more needed
firmware loaded successfully
  
[EciAdsl 3/5] Synchronization...
  
OK eciadsl-synch: success
Synchronization successful
  
[EciAdsl 4/5] Connecting to provider...
  
Connection successful
  
[EciAdsl 5/5] Setting up route table...
  
Waiting for tap0...

  • اگه اینطور نشد از اول مراحل رو انجام بدین و توی مرحله‌ای که با * مشخص کردم، یکی دیگه رو آزمایش کنید. سخت نیست. یکم حوصله می‌خواد! توی ویستا خیلی سخت تر نصب می‌شه! اگه تا اینجا مراحل درست بود تایپ کنید:

sudo pppoeconf tap0

  • این مرحله یک سری سوال می‌پرسه که تقریبا، به جز Username و Password همه رو باید با اینتر جواب داد. بعد از این مرحله بزنین:

sudo pon dsl-provider

  • که بعدش خواهید دید اینطور جوابی می‌ده:

Plugin rp-pppoe.so loaded.

  • خب شما به اینترنت وصل شدین! باور ندارین تایپ کنید:

ping www.yahoo.com

  • اگه وصل باشین شرو می‌کنه به نوشتن یه سری چیز ها! با Ctrl+C متوقفش کنید!

PING www.yahoo-ht3.akadns.net (87.248.113.14) 56(84) bytes of data.
64 bytes from f1.us.www.vip.ird.yahoo.com (87.248.113.14): icmp_seq=1 ttl=51 time=413 ms
64 bytes from f1.us.www.vip.ird.yahoo.com (87.248.113.14): icmp_seq=2 ttl=51 time=367 ms
  
--- www.yahoo-ht3.akadns.net ping statistics ---
3 packets transmitted, 2 received, 33% packet loss, time 1998ms
rtt min/avg/max/mdev = 367.811/390.522/413.234/22.720 ms

  • از این به بعد هر وقت که خواستین به اینترنت وصل شین باید دو مرحله رو انجام بدین:

sudo eciadsl-start

  • و

sudo pon dsl-provider

  • و برای قط کردن ارتباط باید بزنین:

sudo poff

  • به همین راحتی! برای کاربر های پارسیکس بگم که شما باید ه جای «sudo» از کد « susu -c» استفاده کنید. اما از اونجا که بعضی دستور ها پارامتر هم دارن، پس باید دستور و پارامتر هاش رو توی علامت «’» قرار بدین. مثلا :

sudo -c 'pon dsl-provider'

  • یا راه آسون تر این که قبل از هر کاری بزنین «su» بعد پسورد رو بزنید و دیگه هرجا نوشته بود «sudo» اون رو نادیده بگیرین. آخر کار هم بزنین «exit». البته اگه دوست دارین توی اوبونتو هم اینقدر «sudo» نزنین، یک بار بزنید «sudo su» و از اون به بعد «sudo» ها رو نادیده بگیرین و در آخر هم «exit» رو بزنین.

ممکنه بعضی ها به مرحله‌ی 1 و 2 گیر بدن که چطور بدون اینترنت باید دانلود کرد! این که خیلی آسونه، شما باید همین الان که به اینترنت وصلین، این صفحه رو save کنید توی یک فلش و اون دو تا رو هم بریزین توی همون فلش یا هر حافظه‌ی دیگه! ما فرض کردیم از توی یه کافی نت به اینترنت وصل شدین! البته خب اگه وقت خرید مودم دقت بیشتری به خرج می‌دادین! این مشکلات رو نداشت! من برای ویستا جونم درومد تا بالاخره خودم یه درایور گرفتم و یکم تغییر دادم تا نصب شه! از این تو گنو/لینوکس خیلی بیشتر فسفر سوزوندم!

به‌روز رسانی:

من خیلی وقته که این مودم رو ندارم. برای همین شاید نتونم بهتون کمکی بیشتر از این کنم. با این همه سوال بپرسین، شاید تونستم کاری کنم.

پ‌.ن‌: این مطلب رو در تاریخ ۱۳ اسفند ۸۸ بازنویسی کردم.





ما کور نیستیم! فقط بیشتر می‌بینیم!

2 02 2008
داشتم با خودم فکر می‌کردم که «چرا بعضی ها میان و سنگ Windows رو به سینه می‌زنن؟» خب من و تمام هم قطار ها سال ها توی Windows زندگی می‌کردیم. خوب می‌شناسیمش! Windows ندیده که نیستیم! شما که در مخالفت Gnu/Linux حرف می‌زنید چند سال توی اون زندگی می‌کرین؟ یک سال شده؟ اگه ما همه می‌گیم گنو/لینوکس بهتر از Windows اِ، یقینا Windows رو خوب می‌شناسیم و سال ها باش کار کردیم، حالا که با گنو/لینوکس آشنا شدیم، می‌بینیم که خیلی بهتر از اونه. آسون تر، کامل تر، زیبا تر و …
نمی‌گیم Windows بده! نه! اما گنو/لینوکس بهتره! من به شخصه وقتی کامپیوتر یاد گرفتم، MS DOS رو یاد گرفتم، وقتی کامپیوتر خریدم، Windows 98 تنها سیستم عامل اون بود. من با Windows بزرگ شدم اما حالا که گنو/لینوکس رو می‌بینم، فقط به این فکر می‌کنه‌ که ای کاش به جای اون همه مدت زندگی توی Windows توی Gnu/linux زندگی می‌کردم.
من و هم قطارانم نیازی نداریم که دیگران هم به این سیستم عامل بیان، ما می‌تونیم گلیم خودمون رو از آب بیرون بکشیم، و هیچ چیز از این که دیگران رو به گنو/لینوکس دعوت کنیم، هیچی به جز یک حس خوب گیرمون نمیاد، ما داریم می‌گیم که شما می‌تونید زندگی راحت تر و جالب تری توی Gnu/Linux داشته باشید.
بعضی از دوستان فکر می‌کنن که من مثلا تا حالا BSoD رو ندیدم! آقا من توی تمام سیستم عامل هایی که از Microsoft روی کامپیوترم داشتم اون صفحه رو دیدم! حتی اگه شما ندیده باشی!
چند وقت پیش برای Ubuntu من هم یه مشکل پیش اومد! اما خبری از BSoD نبود! یه پیغام داد گفت که برای میز کار شما یک BUG پیش اومده، آیا می‌خواین که این رو گزارش بدین؟ توی Windows هم این پیغام میاد که وقتی Send رو می‌زنی هیچ اتفاقی نمیفته! من اون BUG رو فرستادم که بعد از چند ثانیه برام یه پیغام اومد که این Bug چندید هزار بار گزارش شده و برطرف شده، منو دعوت کرد که اون نرم‌افزار رو به‌روز کنم. 40-50 کیلوبایت دانلود کردم، و به روز شد! اما باور کنید حتی توی عملکرد سیستم من یک ذره هم تغییری به وجود نیومد وقتی اون پیغام اومد! کل سیستم رو به خاطر یک نرم‌افزار از دست ندادم! ولی توی Windows اگه اون مشکل پیش میومد در نهایت کار باید سیستم رو دوباره راه اندازی می‌کردم!
به خدا ما کور کورانه حرف نمی‌زنیم! ما اگر می‌گیم گنو/لینوکس بهتر از Windows هستش باور باکنید بار های بار هر دو رو توی بد ترین حالات آزمایش کردیم.
و باور کنید من به جز Ubuntu و Parsix سیستم عامل Vista رو هم دارم ولی نه برای خودم! برای وقت هایی که…
جالبه بدونید که نرم‌افزار هایی برای گنو/لینوکس هست که API های ویندوز رو می‌سازه! یعنی شما می‌تونید برنامه ها و بازی های Windows رو توی گنو/لینوکس اجرا کنید، سریع تر و بهتر!




کدام توزیع؟ کدام اوبونتو؟

2 02 2008

عرض شود که… این مطلب رو بخونید، نظر یکی از بازدیدکننده های وبلاگ بندست:

 

خیلی خیلی جالب بود … ضمنا منم یکی از کسایی هستم که با گوگل ریدر پیگیر مطالب فوق العادتم … ممنونم و امیدوارم موفق باشی .

من چی از وبنتو بخرم … اونقدر تنوع سی دی داره که آدم گیج میشه … لطفا یه شرحی از نسخه ها و بقیه سی دی های مورد نیاز اوبنتو بنویس … متاسفانه در حال حاظر ویستا دارم !

.:: با تقدیم احترام ::.

البته به شدت نسبت به من لطف داشتن. اما در مورد خواستشون. حق با ایشونه، آدم واقعا نمی‌دونه که چه نسخه ای و چه توزیعی. البته به لطف وجود سی‌دی های زنده، که کافیه توی CD درایو بذاریشون و کامپیوتر رو Restart کنی، می‌شه تمام توزیع هایی که این قابلیت رو دارن تجربه کرد. اولین چیزی که باید دقت کرد، مخصوصا برای تازه کار ها، پشتیبانی از اون نسخه یا توزیعه. که الان Ubuntu خیلی توی این زمینه پیشرف داشته. اما نکته بعدی مخصوصا برای کسانی که توی ایران زندگی می‌کنن و اینترنت نفتی دارن، کامل بودن اون توزیعه، Debian که روی چند تا DVD عرضه می‌شه خیلی خیلی کامله. البته من باش کار نکردم. اما برای Ubuntu باز هم چاره هایی هست، یکیش DVD اونه و یکی CD هما. CD هما یک سری اضافه گر ها داره که تقریبا مشکل رو حل می‌کنه و به اینترنت نفتی هم نیاز نداره. البته فراموش نکنیم که پارسیکس یه نسخه‌ی ایرانی و مبتنی بر Debian هستش و مراجع فارسی هم براش زیاده. اتفاقا من برای پشتیبانی از این تیم، به این توزیع روی آوردم. اما خب شاید برای یه تازه کار Ubuntu خیلی بهتره و بعد از مدت کوتاهی، پارسیکس بهترین گزینه برای مهاجرت هستش. اما چرا می‌گم Ubuntu و بعد پارسیکس؟ پارسیکس نسخه‌ی 1 آخرین نسخش بوده، شاید برای یک تازه کار، کنار اومدن باش یکم اعصاب خورد کن باشه، و نباید فراموش کنیم که روی یک CD عرضه شده و باز نباید فراموش کنیم که CD هما برای پارسیکس وجود نداره. البته این ها ضعف نیست ها! بعد از یکی دو ماه کار کردن با گنو/لینوکس خیلی راحت می‌تونید از DVD اوبونتو بسته بیرون بکشید و روی پارسیکس نصب کنید! البته پارسیکس برای ایرانی ها طراحی شده و خب مثلا پشتیبانی از اینترنت های نفتی رو خیلی راحت تر از Ubuntu داره. فرهنگ لغت فارسی داره و راهنما و کتاب فارسی هم براش هست و توی خود اون CD نصبش، کتابش هم وجود داره. زبان فارسی رو به طور پیشفرض پشتیبانی می‌کنه و کلا برای ایرانی ها خیلی مناسبه. راستش من نمی‌دونم بگم Ubuntu یا بگم Parsix برای همین بهتره که هر دوشون رو با هم داشته باشید! مثل من! اما از Ubuntu بگم. خب اوبونتو همراه با میز کار های KDE وXFCE و 3-4 تا میز کار دیگه عرضه می‌شه که نسبت به پارسیکس برتری داره، البته می‌شه این میز کار ها رو تو پارسیکس هم نصب کرد که یا یه اینترنت خوب می‌خواد یا این که بسته ها رو داشته باشیم. اما میزکار KDE از نظر زیبایی چیزی کم نداره، این نسخه 4 هم که چند وقت پیش عرضه شد که نهایت زیباییه. اگه زیبایی براتون مهمه که نسخه Kubuntu از توزیع Ubuntu یکی از گزینه های مناسبه. اما اگه زیبایی آنچنانی براتون اهمیت نداره، Gnome می‌تونه مناسب باشه. البته به معنی نه که Gnome زشته! نه! Gnome هم زیباست ولی نه به اندازه‌ی KDE. من که به Gnome عادت دارم، نتونستم زیبایی KDE رو تحمل کنم! پس می‌تونید خود اوبونتو رو بگیرین. برای این که مشکل بسته ها براتون پیش نیاد پیشنهاد می‌کنم که به جای CD از DVD های توزیع تهیه کنید، چون کامل هستن. اگر هم DVD درایو ندارین که بهترین گزینه Ubuntu یا Kubuntu همراه با CD هماست که می‌تونه کار شما رو راه بندازه. اگر هم که اینترنت پر سرعت دارین، شاید Parsix گزینه‌ی علی ای برای شما باشه. اما اگه شما بیشتر از یه تازه کار هستین اصلا مهم نیست که چه توزیعی استفاده می‌کنید. Fedora Core یا OpenSuse از پر طرفدار ترین توزیع ها هستن بعد از Ubuntu.

پس اگه قراره بخرین، می‌تنونید به سایت linuxshop.ir برین و این ها رو بخرین، البته این فقط یه پیشنهاده:

اگه DVD درایو دارین از این صفحه با قیمت 1000 تومن یه DVD اوبونتو رو بخرین.

البته بد نیست که KDE رو هم تجربه کنید، اگر دوست دارین از این صفحه یک CD از Kubuntu رو بخرین، 600 تومن CD اونه.

اگه DVD ندارین که باید CD اوبونتو رو بخرین که 600 تومنه! از این صفحه خود ubuntu و از این صفحه هم CD هما رو بخرین تا نیاز به اینترنت نداشته باشین، 1550 تومن پول CD هماست که البته مقداری هم جنبه ی حمایت داره.

اما اگر دوست دارین Parsix رو استفاده کنید که می‌تونید از این صفحه آخرین نسخه‌ی اون رو به قیمت 600 تومن بخرین.

می‌بینید که با تقریبا 3 هزار تومن می‌تونید یه Ubuntu و یه Kubuntu و یه Parsix رو داشته باشید. اما یه سری توضیح دیگه:

خب بسته به ساختار CPU خودتون باید این ها رو بخرین، CPU شما یا 64 بیتی هستش که باید نسخه های AMD64 یا x86_64 رو بگیرین یا 64 بیتی نیست که می‌تونید نسخه های معمولی یا i386 رو بگیرید. اگه دوست دارین سیستم عامل رو بتونید از روی CD اجرا کنید که باید Live CD ها رو بخرین و اگه دوست دارین که فقط بتونید از روی CD نصب کنید، Alternate CD ها گزینه‌ی خوبی هستن. البته DVD هر دو مدل رو تو خودش داره. اگه اینترنت پر سرعت دارین، CD هما همچین نیاز نیست. اگه می‌خواین Kubuntu به عنوان سیستم عامل رسمی شما باشه که مراقب باشین KDE4 رو نگیرین، چون این میز کار تازه عرضه شده و هنوز با Kubuntu مچ نشده! نمی‌گم بده، اما از این بهتر باید باشه. برای KDE 4 بهتره تا ماه April یعنی 3 ماه دیگه صبر کنیم تا نسخه‌ی جدید خانواده‌ی Ubuntu عرضه بشه. اگه می‌خواین فقط Kubuntu رو تجربه کنید که حتما KDE4 رو بگیرین! خیلی لذت بخشه!

اگر هم تحمل چند هفته رو دارین و اگه توی شهر بزرگی مثل تهران زندگی می‌کنید که می‌تونید چندین CD از این توزیع Ubuntu رو به رایگان از سایتشون سفارش بدین.

این سایت ها هم دیدنشون خالی از لطف نیست:

 

اما پ‌ن ها:

پ‌ن: من نمی‌گم فقط از اینجا که معرفی کردم بخرید، از هر جایی دوست دارین بخرین ولی اون سایت یه سایت خوبی برای این کاره.

پ‌ن: دیروز اینترنتم قط بود و حالم خوب نبود! این شد که مطلبی نفرستادم و نشستم بالاخره پارسیکس Ramon رو نصب کردم، الان هم دارم از توی اون این مطلب رو می‌فرستم.

پ‌ن: یکی از اساتید آموزش نصب پارسیکس رو نوشته! خوندنش خالی از لطف نیست. البته با کمی تفاوت برای توزیع های دیگه هم همین طوره. قسمت پارتیشن هاش رو با دقت بخونید تا مثل این آقا دسته گل به آب ندین!

پ‌ن: سایت خوب p30download لطف کردن و مطلبی که من در مورد «بازی مرگ!» نوشتم رو نادیده گرفته و این رو معرفی کرده! کاش به وبلاگ من هم اشاره‌ای می‌کرد.





تفاوت من و تو…

29 01 2008

جناب فتحی توی وبلاگشون یه مطلب نوشتن که لازم می‌دونم یکم توضیح در موردش بنویسم، البته به عنوان یک کاربر تازه کار Gnu/Linux، یقینا اساتید بهتر از من می‌تونن این توضیح رو داشته باشن.

ایشون فرمودن «معیارها برای مهاجرت به لینوکس چیست؟» البته از نظر من این تیبر رو باید می‌نوشتن «چند بهانه برای مهاجرت نکردن به گنو/لینوکس». من سعی می‌کنم این «معیار‌ها» رو یکم بیشتر باز کنم.

من یکی، شرکت بزرگ Microsoft رو و البته سیاست هاش رو به شدت قوی می‌دونم که تونسته جهان رو تسخیر کنه که البته این امر نه به خاطر کیفیت محصولاتش بلکه به خاطر سیاست ها و ثروت بالای اون بوده. چند وقت پیش یه عکس دیدم که من رو کاملا به فکر وا داشت. روی صفحه کلید اکثر ماها (و از جمله خود من) علامت Windows وجود داره. و این به چه معنی می‌تونه باشه؟ بله، تصاحب بازار سخت افزار که یکی از مهم ترین دلایل پیشرفت Microsoft می‌تونه باشه. البته معنی این جمله با «سخت افزار های Microsoft» خیلی فرق می‌کنه، چون من و دیگر دوستان گنو/لینوکس رو روی همون سخت افزار ها داریم. من وقتی Windows رو برپا می‌کردم باید تقریبا تمام سخت افزار هام رو، از جمله صفحه‌کلید! نصب می‌کردم و طبیعیه که هرکدومشون به طور میانگین 0.7 CD همراهشون بود (بعضی ها توی یک CD بودن) که البته توی اون CD ها فیلم هالیوودی نبود که! راه انداز اون سخت افزار بود. من سیستم عامل Ubuntu رو نصب کردم و تنها سخت افزاری که مجبور شدم نصبش کنم ADSL Modem ام بود که همچین سخت هم نبود. یه گوگل کردم و به این‌جا رسیدم.خیلی آسون مراحل رو گذروندم و می‌بینید که الان دارم از اینترنت به راحتی استفاده می‌کنم. من یه تازه کار بودم. چندین سال با Windows کار کردم و حتی می‌دونم چطور می‌تون با فایل های inf کار کنم و حتی سخت افزارهایی که خودم ساختم رو به سیستم عامل بشناسونم. وقتی برای اولین بار Vista رو نصب کردم متوجه شدم که Modem ام رو شناسایی نمی‌کنه، دست به دامن CD راه انداز Modem رفتم وجالبه که اون هم بی‌فایده بود، وبسایت Modem هم هیچ راه اندازی برای Vista نداشت و در نهایت گوگل کردن هم نتیجه‌ای در بر نداشت. مجبورکی خودم نشستم و راه انداز XP رو تغییر دادم تا به Vista هم بخوره. خب این کار برای یک تازه‌کار غیر ممکن بود. و جالب اینجاست که این Modem برای Windows طراحی شده.

می‌بینید همچین از نظر پشتیبانی سخت افزاری هم قوی نیست این Windows. البته برای یک تازه کار حتی اگه برای Windows هم مشکلی پیش بیاد باید به یک مرجع رجوع کنه، حالا این مرجع یا کتابه، یا پسر خاله یا اینترنت و کلی «یا» دیگه. بدیهیه که بعد از پسرخاله، اینترنت بهترین گزینست برای رفع مشکل. البته با خوندن یک کتاب از گنو/لینوکس شما هم می‌تونید به راحتی از پس مشکلات احتمالی بر بیاین بدون این که اینترنت داشته باشین. داشتن اینترنت فقط کار رو راحت می‌کنه، برای Windows هم همین طور بود.

شاید در مورد بازی حق با جناب فتحی باشه، اکثر کمپانی های بازی، نرم افزار های خودشون رو در قبال پول بیرون می‌دن و بدیهیه به سراغ جامعه ای می‌رن که بیشترین کاربر رو داره، پس چرا Windows نباشه؟ البته می‌شه بازی های Windows رو روی Gnu/Linux هم اجرا کرد و از نرم‌افزار های مختلفی برای این کار استفاده کرد، البته wine نرم افزار خوبی برای این کار نیست ولی یکی از گزینه هاست. اینها به کنار، بازی های خوبی هم برای Gnu/Linux هست که برای Windows نیست!

شاید این دید درست نباشه که وقتی از Gnu/Linux استفاده می‌کنیم، باید میون متن نرم افزارش قدم بزنیم! نه اصلا! متن باز هست ولی برای اون ها که متنِ باز اون رو می‌خوان! من یکی به عنوان یه دانشجوی کامپیوتر تا حالا متن هیچ‌کدوم از برنامه های لینوکس رو ننشستم نگاه کنم و به قولی «درگیر متن» اون ها بشم! من هر وقت می‌خوام پس زمینه‌ی میز کارم رو عوض کنم، روی میز کار راست کلیک می‌کنم و «Change Desktop Background» رو می‌زنم. برای ساختن یک پوشه راست کلیک و «Create Folder» رو می‌زنم و برای ویرایش یک متن خام از ویرایشگری استفاده می‌کنم که بار ها قوی تر از Notepad اِ و کار کردن باش بار ها آسون تر از اونه. برای موزیک گوش کردن فقط روی آهنگ دابل کلیک می‌کنم! می‌بینید که اصلا بین کدها قدم نزدم! وحتی وقتی می‌خوام با گوشی موبایلم ارتباط داشته باشم فقط Bluetooth Device رو به کامپیوتر وصل می‌کنم و بعد روی یک فایل راست کلیک و بعد «Send to» و آخرش هم «‌Bluetooth». اما همین کار توی Windows در وحله‌ی اول نصب کردن دستگاه بلوتوث بود که بدیهیه یک تازه کار از عهدش بر نمیاد. در ضمن WordPress هم یک پروژه‌ی متن بازه، تاحالی این متن باز بودن برای کسی دردسر درست کرده؟!

خب یه سوال: شما «توی یه جزیره‌ی کوچیک زندگی کردن و همه‌جاش رو یاد گرفتن» رو دوست داری یا «توی یک کشور زندگی کردن و خیلی سریع محوطه ای بیشتر از اون جزیره یاد گرفت» رو؟ من توی این یک ماه که به طور رسمی کاربر Gnu/Linux شدم، تمام کار هایی رو که با Windows انجام می‌دادم رو به راحتی انجام می‌دم، کار های عمومی خیلی سریع جلوه گر می‌شن تو Gnu/Linux. یه مثال می‌زنم:

شما برای تایپ کردن یه مقاله 5 صفحه‌ای توی Windows باید در مرحله‌ی اول نرم‌افزاری مثل Microsoft Office رو بخری، بعد نصب کنی که خودش یک فرایند خیلی سخته و برای یک کاربر تازه کار حکم مرگ رو داره، بعد ییک بار باید سیستم رو Restart کنی بعد Microsoft Word رو باز کنی و متن رو تایپ کنی. درسته؟ اما من در Gnu/Linux از منوی Applications که تقریبا مثل Start تو Windows اِ، می‌رم Office رو انتخاب می‌کنم و بعد Word Processor و بعد متن رو تایپ می‌کنم.

شما برای ویرایش یک عکس باید اول Adobe Photoshop رو نصب کنی و یک ساعت مراحل نصب رو دنبال کنی، بعد عکس رو باز کنی و بعد ویرایش ولی من کافیه از منوی Applications نرم افزار Gimp رو اجرا کنم.

قضاوت با خودت، تو کار های عمومی کدوم آسون تره و برای یک تازه کار کدوم سهل و سریع تره؟ اما گنو/لینوکس کامل تره. یعنی علاوه بر امکاناتی که برای کار های عمومیه امکانات فرا تری هم داره که از جمله‌ی اون ها رو من توی این پست معرفی کردم.

البته اگه این صحت داشته باشه که جناب گیتس روی حد اقل یکی از کامپیوتر های خونش Mac داره، والبته ازش استفاده می‌کنه، کل شرکت Microsoft ول مطله! وقتی بنیان گزارش کارش رو با سیستم عامل دیگه‌ای راه می‌ندازه، من چطور باید از Windows استفاده کنم؟


فکر کنم توضیحی برای «بهانه‌ها» داده باشم. خودم هم حرف هایی دارم. گنو/لینوکس به همه چیز احترام می‌ذاره. حتی Windows. حتی پارتیشن های NTFS و حتی به بشریت. به عنوان مثال عکس روی جلد اوبونتو معمولا چند نفر زن و مرد با چنر نژاد و چند رنگ پوست متفاوته که ارتباطشون رو به نوعی نشون می‌دن، مثلا با گرفتن دست همدیگه یا سر روی سینه‌ی هم گذاشتن.اصلا معنی اوبونتو همو جمله معروف سعدیه «بنی آدم اعضای یکدیگرند…». البته دیدن این لینک هم بد نیست.

گنو/لینوکس به کاربرش حق انتخاب می‌ده و به کلیه‌ی حقوقش احترام می‌ذاره. شما مجبور به استفاده از مثلا یک میز کار نیستی، شما مجبور به استفاده از یک ویرایش گر نیستی و …

کی می‌گه نصب نرم‌افزار توی گنو/لینوکس سخته؟ کافیه روی یک نصب برنامه دو بار کلیک کنی، البته اگه بخوایم حرفه ای تر به این فرایند نگاه کنیم، سنگینی ترازو به نفع گنو/لینوکسه. من در حد سواد خودم می‌دونم که گنو/لینوکس یک سری «کتابخانه» داره که برنامه ها از اون کتابخونه‌ها استفاده می‌کنن. «DLL» ها توی Windows به این ها شباهت دارن. شما وقتی یک برنامه رو نصب می‌کنی، یک سری از این کتاب خونه ها رو نیاز داره، توی Windows این کتابخونه ها همراه «برنامه‌ی نصب» هستن و طبیعتاً حجم اون رو هم زیاد می‌کنن. اما در گنو/لینوکس وضع کمی فرق می‌کنه، برنامه‌ی نصب کتاب خونه ها رو همراه خودش نداره، و از کتاب خونه های عمومی سیستم استفاده می‌کنه. اگه شما یه برنامه می‌خواین نصب کنید، باید کتابخونه ها رو هم داشته باشید ولی این هم سخت نیست. اینترنت هم نیاز نداره. کافیه کتاب خونه ها رو داشته باشی که این هم سخت نیست، روی DVD اون توزیع کتابخونه ها موجود هستن، «CD هما» هم که مشهور ترین این هاست، وجود داره و در نهایت شما می‌تونی این کتابخونه ها رو از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگه انتقال بدی، چیزی که توی Windows نمی‌شد. بله، اگه توقع داری با یک CD همه چیز رو داشته باشی، بدیهیه که نمی‌شه، من یه DVD اوبونتو دارم که سرشار از کتابخونه و برنامه های جانبیه. البته از سایت اوبونتو گرفتم ها!

پس من برای نصب یک نرم‌افزا روی فایل نصب اون که مثلا از روی یه CD کپی کردم یا از اینترنت گرفتمش دو بار کلیک می‌کنم، احتمالا نصب می‌شه، اگه نصب نشد بهم می‌گه DVD اوبونتو رو بذار، این بار نصب می‌شه. البته گاهی برنامه هایی هستن که علاوه بر کتابخونه های عمومی نیاز به برنامه های یا فایل های دیگه ای دارن، مثلا یک بازی نیاز به موسیقیش داره! که توی DVD اوبونتو پیدا نمی‌شه، اونوقت به اینترنت نیازه که البته این رو نباید بد در نظر گرفت، ضعف کار تو کسری فایل نصبه!

در نهایت کار شما برنامه های خیلی قوی ای رو می‌تونی با حجم خیلی کم داشته باشی، البته فرایند فشرده سازی رو هم نباید فراموش کرد که حجم رو به شدت پایین میاره. توی ویندوز یه برنامه‌ی 1MB یا یافت نمی‌شه یا یک برنامه ی ضعیفه اما توی گنو/لینوکس ممکنه یک برنامه‌ی خیلی قوی توی همون 1MB باشه.

متن باز بودن گنو/لینوکس رو نباید فراموش کرد. این برای کسانی که توانش رو دارن مثل جناب «آلن باغومیان» خیلی مفیده، چون می‌تونن به دلخواه خودشون اون رو تغییر بدن و اون رو به دیگران هم پیشنهاد کنن.

پس گفتن این که گنو/لینوکس برای همه خوبه، غلط نیست چون هم برای تازه کار ها خوبه و هم برای حرفه‌ای ها. البته نباید فراموش کرد خیلی سخته وقتی بعد سالها کار با Windows وارد جایی بشی که احساس می‌کنی هیچی بلد نیستی. شاید دلیل مخالفت خیلی ها هم این موضوع باشه. ولی من این کار رو کردم و خیلی سریع تونستم این حس از دست رفته رو جبران کنم.

البته این رو هم در نظر داشته باشین که «زیاد بودن جمعیت استفاده کنندگان از Windows باعث شده تا امکانات به سمت این سیستم عامل هدایت شوند، این وضع را با خوب بودن Windows اشتباه نگیرید». شما در نظر بگیرین که وضع کاملا بر عکس بود، جمعیت استفاده کننده از Windows خیلی کم بود و یه سخت افزار جدید وارد بازار می‌شد.Windows توان مقابله با این مشکل رو نداشت اونوقت!

بذارین اینجا من شروع کننده‌ی یک اتحاد باشم: از این به بعد هرکس که با گنو/لینوکس کار می‌کنه، حداقل یک نفر رو به اون بکشونه و ازش بخواد که همین راه رو ادامه بده. اونوقت می‌تونیم ببینیم که روی صفحه کلید ها به جای علامت Windows علامت گنو/لینوکس (مثلا اون پنگوئنه، Tux) وجود داره، بازی های زیادی برای گنو/لینوکس تولید می‌شن و سخت افزار ها هم راه انداز هاشون رو برای گنو/لینوکس آماده می‌کنن. اگه کسی به این اتحاد می‌پیونده، لطف کنه این اتحاد رو توی وبلاگ خودش بنویسه و البته ممنون می‌شم اگه توی نظرات من هم بگه که به این اتحاد پیوسته. امروز 9 بهمن 1386، 29 ژانویه 2008، من، رامین، در دمای 3 درجه سلسیوس یک شب نیمه ابری این اتحاد رو راه انداختم!

و در آخر بگم که جناب فتحی، دوست من، شما که وبلاگ پر بازدیدی داری، بهتره تیتر مطلبی رو که نظر خوده، به صورت مرجع بودن ننویسی. البته می‌دونم که داری برای دلت می‌نویسی ولی این کار شما کسانی رو که نمی‌دونن این رو، از گنو/لینوکس دور می‌کنه. چرا وبلاگ برتر شما جایی نباشه برای معرفی و ترویج گنو لینوکس؟ این رو به عنوان یکی از خوانندگان وبلاگت عرض کردم.


من این قسمت آخر رو خیلی دوست دارم:

پ‌ن: این جناب فتحی که ذکرِ خیرش بود، از اون گل های جامعه‌یIT نویس هاست. من که خیلی چیز ها از ایشون یاد گرفتم و وبلاگشون رو از طریق خوراکش دنبای می‌کنم.

پ‌ن: یک گنو/لینوکس گرای جدید، به دنیای ما خوش اومدی. این لینک رو ببینید. البته اسمشون رو نتونستم پیدا کنم.

پ‌ن: توی این پست اصلا نتونستم اون بحث «بیایید پارسی را بپاسیم» رو رعایت کنم.

پ‌ن: شاید دلیل نوشتن این پست، نظری بود به شدت نیش دار :«من نتونستم CPU رو توی لینوکس نصب کنم».

پ‌ن: من می‌خوام تقریباً 100 نسخه CD رامون رو توی یه همایش پخش کنم. البته رایگان. اول این که کجا می‌تونم 100 نسخه از یک CD کپی بگیرم اون هم با برچسب و دوم این که چقدری خرج بر می‌داره؟

پ‌ن: اتحاد فراموش نشه…





Gnu/wget ابزاری برای Download

27 01 2008

توی Windows زندگی می‌کردم. گاهی تمام وقتم رو می‌ذاشتم تا یه نرم‌افزار مدیریت دریافت خوب گیر بیارم. در نهایت همه سر و ته یه کرباس بودن! DAP خوب بود ولی این اواخر شاید محبوبیت بیش از حد، از راه به درش کرد. با IDM آشنا شدم، بدک نبود، حتی خود اوبونتو رو هم با اون دانلود کردم!

از وقتی به زندگی در Gnu/Linux روی آوردم، دنبال این بودم که یه چیز مثل همون نرم‌افزار ها گیر بیارم. البته نرم‌افزاری مثل Multiget هم گیر آوردم که تقریبا تمام امکاناتی رو که بقیه داشتن رو داشت. وقتی تو مقالات سایت Technotux به مقاله‌ی جالبی رسیدم.

باور نمی‌کردم که خط‌فرمان لینوکس جایی برای دریافت File باشه! اونم از نوع خیلی قوی! بله! نرم‌افزار Gnu/Wget یکی از قوی ترین نرم افزار های Download از اینترنته، کاملا ایمن! غیر ممکنه یک File رو بد دریافت کنه! قابلیت دریافت یک Website رو داره و هزار جور امکان قوی دیگه! پست قبلی که در مورد بزک کردن خط فرمان بود، یک عکس رو به همراه داشت که من توی اون عکس داشتم با wget نسخه Ramon از Parsix رو دریافت می‌کردم، این به ذهنم رسید که یک نیم‌چه آموزشی در مورد این Gnu/Wget داشته باشم.

اگه بخوایم بدون هیچ قرتی بازی! یک File رو دریافت کنیم، توی خط فرمان تایپ می‌کنیم wget و بعد آدرس File رو اضافه می‌کنیم. به عنوان مثال من می‌خوام این عکس رو با wget دریافت کنم. توی خط فرمان تایپ می‌کنم:

wget http://lh5.google.com/ramin.gomari/R5kRbPfLqKI/AAAAAAAAAO0/XJgcxdlXZX0/200717051112-2310.jpg?imgdl=1

می‌بینید چقدر آسونه؟! با این دستور آدرس فایل به برنامه wget به عنوان یک پارامت (توی آموزش جاوا در این مورد صحبت می‌کنم) ارسال می‌شه و wget هم اون File رو در پوشه‌ی جاری دریافت می‌کنه. وقتی خط فرمان رو باز می‌کنید پوشه‌ی جاری همون پوشه‌ی خانگیتونه. حالا اگه این فایل رو قبلا نصفه نیمه دریافت کردیم و می‌خوایم ادامه‌ی کار رو داشته باشیم، یا این که شک داریم که قبلا دریافت کردیم یا نه و نمی‌خوایم دوباره دریافت کنیم، یه پارامتر c به دستور اضافه می‌کنیم، به مثال دقت کنید:

wget -c http://lh5.google.com/ramin.gomari/R5kRbPfLqKI/AAAAAAAAAO0/XJgcxdlXZX0/200717051112-2310.jpg?imgdl=1

یادمه زمانی که با Dialup به اینترنت وصل می‌شدم، سرعتم خیلی کم بود (نه بابا!) گاهی حالا به هر دلیل برای مدت کوتاهی سرعت Download من صفر می‌شد و اگه از برنامه‌ی مدیریت دریافت استفاده نمی‌کردم، دریافتم قط می‌شد و باید از اول شرو می‌کردم! البته اون زمان روباه آتشین همچین معروف نبود ها! این wget در حالت معمولی در صورت قط شدن دریافت به صورت پیش فرض 20 بار سعی در دریافت می‌کنه و اگر نا موفق بود، می‌قطعه (قطع می‌شه!) اگه می‌خواین این 20 بار رو بیشتر کنید، از سوییچ t برای تغییر تعداد دفعات سعی مجدد (چی‌ی‌ی‌ی شد!) استفاده کنید، تو مثال زیر من 77 بار سعی می‌کنم اون عکس رو بگیرم:

wget -t 77 http://lh5.google.com/ramin.gomari/R5kRbPfLqKI/AAAAAAAAAO0/XJgcxdlXZX0/200717051112-2310.jpg?imgdl=1

گاهی دوست دارین مراحل دریافت رو توی یک پرونده متنی داشته باشین، از سوییچ o برای این کار استفاده کنید و بعد آدرس پرونه رو بنویسید. من تو مثال زیر مراحل دریافت رو تو پرونده‌ی downloadlog.txt ذخیره می‌کنم:

wget -o downloadlog.txt http://lh5.google.com/ramin.gomari/R5kRbPfLqKI/AAAAAAAAAO0/XJgcxdlXZX0/200717051112-2310.jpg?imgdl=1

اما چیزی که من خیلی باش حال می‌کنم! قراره کلی پرونده رو دریافت کنید! قراره شام هم برین خونه‌ی خاله! هر پرونده هم شونصد ساعت دریافتش طول می‌کشه! چیکار می‌کنید؟! یکی از دوستان قبلا یه راه عالی به من یاد داد: «می‌شینیم گریه می‌کنیم تا پرونده ها دریافت بشه.» البته خب راه خوبیه و در 95 درصد مواقع جواب می‌ده! من در مورد اون 5 درصد باقی مونده این رو می‌گم، از سوییچ i استفاده می‌کنیم به این صورت که یه پرونده متنی می‌سازیم که توش اشاراتی هم به آدرس عکس ها شده! یه نمونه از این پرونده که حاوی عکس‌های پس‌زمینه برای Parsix هستش رو من این زیر می‌نویسم، البته که محتویاتش منظورمه! اسم پرونده رو هم می‌ذاریم ParsixPictures.txt:


Axe aval:

http://lh5.google.com/ramin.gomari/R5ycqffLrZI/AAAAAAAAAfE/pcVOszSP5HI/parsix-12-copy.jpg?imgdl=1

in ham axe dovom:

http://lh6.google.com/ramin.gomari/R5yUhvfLrSI/AAAAAAAAAeM/1nItOUgF5Zc/7.jpg?imgdl=1

in parsix ajab hoolooeye ha:

http://lh3.google.com/ramin.gomari/R5yUh_fLrUI/AAAAAAAAAec/WBWvRnIsBEA/parsix-4-copy.jpg?imgdl=1

Base hamin 3 ta!

می‌بینید که توی اون پرونده من فقط اشاراتی به آدرس عکس ها کردم! این لیست من 3 تا عکس توشه! خب حالا این پرونده رو به wget می‌سپارم تا دریافت این سه تا عکس رو خود به خود شرو کنه و من می‌رم خونه‌ی خاله! اول دستور wget بعد هم سوییچ i و بعد هم آدرس سند متنی:


wget -i ParsixPictures.txt

از خونه خاله که برگشتم، عکس ها دریافت شدن! گاهی بابام می‌خواد از اینترنت استفاده کنه! بابام اینا توی اداره ای که کار مکنن اینترنت خیلی کیلوبیت در ثانیه دارن و این 128Kbps من در مقابلش لنگ می‌ندازه! اما خوب باز هم کار بابااِ رو راه می‌ندازه! از اونجا که اینترنت بدون کامپیوتر همچین خوب میسر نیست! بابااِ میاد میشینه پای کامپیوتر و اونوقت من باید برم سوت بزنم یا سماق بمکم! اخیرا فهمیدم که روش های نا جوانمردانه ای هم هست! یه لیست از پرونده‌هایی که قراره دریافت کنم رو می‌ذارم زمانی که بابااِ قراره اینترنت گردی کنه! برای این که نفهمه من این خباثت رو انجام دادم! مراحل دریافت رو در خفا انجام می‌دم! کافیه سوییچ b رو به wget اضافه کنم! البته بهتره که سوییچ o رو هم خودمون بهش بدیم که اگه ندیم خودش اضافضش می‌کنه! این جوری وقتی بابااِ می‌شینه اینترنت گردی کنه به سرعتی نیم bit در ثانیه می‌رسه که حالش گرفته می‌شه (نکته: در اینطور مواقع باید خودتون رو به خواب بزنید!) مثال زیر، همون مثال بالاست ولی در خفا:


wget -bi ParsixPictures.txt -o dlLog.txt

این قرتی بازی های wget تمومی ندارن که! می‌تونید یک سایت رو هم دریافت کنید! سوییچ r این کار رو انجام می‌ده و به همون شکل سایت رو دریافت می‌کنه.


wget -r http://www.gnu.org

البته ژرفای دریافت هم می‌شه تغییر کنه! سوییچ l این کار رو می‌کنه، تازه اگه ژرفا رو 0 بذاریم، تا ته! دریافتش می‌کنه! تو مثال زیر، من ژرفا رو 2 می‌ذارم:


wget -rl 2 http://www.gnu.org

خب خوب می‌شد اگه می‌تونستیم نسخه ای رو که دریافت کردیم، روی کامپیوتر خودمون طوری ببینیم که تو اینترنت می‌بینیم، یعنی وقتی که روی یه پیوند کلیک کنیم، پرونده‌ی دریافت شده نمایش داده بشه. کار که نشد نداره! سوییچ convert-links برای این کاره! البته می‌دونم که می‌دونید چون این سوییچ یک کلمه (جمله!) ست باید قبلش دوتا خط تیره گذاشت. این جوری:


wget --convert-links -rl 2 http://www.gnu.org

و در نهایت برای ادامه‌ی دریافت یک Website نصفه نیمه! از سوییچ nc استفاده کنید، این جوری:


wget -nc --convert-links -rl 2 http://www.gnu.org

البته در این لحظه من کم‌میارم و ادامه‌ی مبحث رو می‌دم دست خودتون (می‌خوام برم خونه‌ی خاله!):


wget --help
man wget


حالا هی بگین Windows! بریم سروقت پ‌ن ها:

پ‌ن: برای جابجا شدن در پوشه‌هااز دستور cd استفاده کنید، البته تو Dos هم همین دستور بود! مثلا برای این که مثال های من رو اجرا کنید بهتره اول برین تو میزکار وبعد دستور ها رو اجرا کنید. این رو بنویسید:


cd ~/Desktop

پ‌ن: البته می‌دونید که وقتی می‌گم مثلا دستور wget بعدش آدرس منظورم اینه که اول wget بعد یه فاصله و بعد آدرس!

پ‌ن: می‌دونید می‌شه سوییچ ها رو با هم ترکیب کرد؟! مثلا دو تا سوییچ b و c رو می‌تونیم بنویسم bc.

پ‌ن: از وقتی که با Gnu/Linux آشنا شدم، نه از خونه بیرون رفتم و نه حموم و در کل از کنار کامپیوتر جُم نخوردم! تازه صورتم رو هم اصلاح نکردم! به اندازه‌ی ریچارد استالمن ریش دارم! این عکس رو ببینید.

پ‌ن: در ادامه‌ی پ‌ن قبل: از اونجا که بیرون هم نرفتم! CD خام‌هام (= CD خام هایم) ته کشیده! در نتیجه Ramon رو دریافت کردم ها! ولی نتونستم تستش کنم!

پ‌ن: این ریچارد استالمن رو که می‌شناسین؟! اگه نمی‌شناسین اینجا رو ببینید.

پ‌ن: به همه توصیه می‌کنم که به Gnu/Linux مهاجرت کنن. به خدا خوبه ها! یک بار هم که شده تجربش کنید.

پ‌ن: من دارم سعی می‌کنم که یه مقاله ساده در مورد Gnu/Linux بنویسم تا توی یک وبلاگ بزنمش و Gnu/Linux رو به کلیا معرفی کنم، اما اونقدر گستردست که نمی‌دونم از کجا شرو کنم. اساتید راهنماییم کنید لطفا.





لینوکس رو دوست دارم، چون… نسخه دوم!

26 01 2008

خط‌فرمان شفافتا حالا براتون پیش اومده که یه متن رو روی شیشه یا پلاستیک شفاف چیزی بنویسید؟ من که این کار رو خیلی تجربه کردم و اتفاقا خیلی هم ازش لذت می‌برم. یادمه اولین کارگاه Robotic که داشتم تخته سفید! نداشت و من و دوستام مجبور بودیم روی پنجره مطالب مهم رو بنویسیم یا محاسبات عمومی رو انجام بدیم! یا اخیرا من مطالب جالبی رو که می‌بینم روی پلاستیک دیسک فشرده می‌نویسم تا بدونم محتویات اون دیسک چیه و اینا!

امشب، وقتی داشتم با این Terminal ور می‌رفتم تا بزکش کنم و یه جورایی زمینه رو سفید و متنش رو آبی کنم، به گزینه‌های جالبی رسیدم، اونقدر مهیج بودن که دارم در موردشون یه پست می‌نویسم! وقتی از منوی Edit در Terminal در Ubuntu و احتمالا خیلی از توزیع های دیگه، گزینه‌ی Current Profile رو کلیک می‌کنید، کلی تنظیم می‌بینید که همشون جالب هستن. از همه جالب تر گزینه های سربرگ جلوه‌ها یا Effects هستن که با تغییر دادنشون هٍی این خط فرمان خوشگل تر می‌شه! می‌شه براش تصویر (های) زمینه انتخاب کرد یا شفاف کرد محتویات خط فرمان رو! یکی به من بگه که خط فرمان شاهکار Microsoft، (همون Vista) این همه جلوه داره؟ حتی از نظر زیبایی هم که شده Gnu/Linux رو بر تر از سیستم عامل Windows می‌دونم!

باز هم به تمام کسانی که به وبلاگ من میان بگم که «اگه Computer بلدین، اگه Computer بلد نیستین، اگه برنامه نویسین و اگه برنامه نویس نیستین، اگه مجوز حق انتشار رو رعایت می‌کنید و اگه رعایت نمی‌کنید، Gnu/Linux بهترین گزینه برای سیستم عامل Computer شماست! به ما بپیوندید!»

پ‌ن: جلوه های Compiz، نرم‌افزار جلوه در Ubuntu، به قدری ظاهر سیستم عامل رو جذاب می‌کنه که…

پ‌ن: من دارم سعی می‌کنم که یا از کلمات غیر مستعمل انگلیسی استفاده نکنم، یا اگه در توانم هست، معنی فارسیشونو بنویسم و در توضیحی که به اون کلمه اضافه می‌کنم، اصل کلمه رو بنویسم و یا این که خود کلمه رو به انگلیسی می‌نویسم، به قولی «فارسی را می‌پاسم!». مثال: دیسک فشرده به جای CD. سربرگ به جای Tab.

پ‌ن: اگه دارین به سلول های خاکستری مغزتون فشار میارین تا بفهمین من دارم توی اون خط‌فرمان چیکار می‌کنم، زحمت نکشین! دارم نسخه Ramon از توزیع Parsix رو Download می‌کنم!





رامون منتشر شد!

25 01 2008

دو خبر مهم:


اولیش این که نسخه‌ی Ramon پارسیکس منتشر شد، متن زیر رو به نقل از وب‌سایت Parsix می‌نویسم:

با افتخار به اطلاع می‌رسانیم که نسخه نهایی Parsix GNU/Linux 1.0r0 موسوم به Ramon منتشر شد. Parsix Ramon حاوی تعداد زیادی بهینه سازی و قابلیت جدید است که با جدیدترین فناوری‌های بازمتن ترکیب شده و در اختیار شما قرار داده شده است. مهمترین ویژگی‌های این نسخه عبارتند از: سیستم زنده بهینه سازی شده با اسکریپت‌های جدید آغازین و پایانی، ساختار جدید، سیستم فشرده سازی جدید SquashFS+LZMA، برنامه نصب به‌روز شده، هسته جدید 2.6.23.14 به همراه وصله‌های CFS v24.1، CK، TuxOnIce 3.0-RC5، Iwlwifi و… میزکار GNOME 2.20.3، تعداد زیادی بسته به‌روز شده مانند OpenOffice.org 2.2.1، GNU Iceweasel 2.0.0.11، GIMP 2.4.3، glibc 2.7، Pidgin 2.3.1، Exaile 0.2.10، xFarDic 0.10.3 و…، تمامی بسته‌های نرم‌افزاری با مخازن Debian testing به تاریخ ۲۴ ژانویه ۲۰۰۸ هماهنگ شده‌اند، ابزار جدید تنظیمات X.Org منتقل شده از اوبونتو و ظاهر جدید و جذاب مشکی رنگ و… برای اطلاعات دقیق‌تر نکات انتشار و صفحه تصاویر Ramon را ببینید. دریافت:

البته من خودم هنوز تستش نکردم ولی دارم دانلود می‌کنم که احتمالا به طور رسمی به اون مهاجرت کنم و اوبونتوی نازنین رو کنار بذارم. در رابطه با همین موضوع: کتاب پارسی پارسیکس هم خیلی جالبه که شدیدا پیشناهاد می‌کنم دانلودش کنید و بخونیدش، نزدیک به 300 صفحست:کتاب پارسیکس (PDF)

وخبر دوم انتشار نسخه 2.6.24 هسته‌ی Linux هستش، در این رابطه اینجا و اینجا رو ببینید.

خب چه ژانویه‌ای داریم امسال! احتمالا در نسخه‌های بعدی Linux ها(مثل اوبونتو حواصیل دلیر)‌می‌تونیم از این هسته استفاده کنیم.

پ‌ن‌. اگه فکر می‌کنید با سرعت ADSL من که 128Kbps، نمی‌تونم یک سی‌دی دانلود کنم، باید بگم که من قبلا حتی DVD اوبونتو که 4.23GB بوده رو هم دانلود کردم.








دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.