بالاخره بعد از دو هفته اینترنت خونه رو راه انداختم. راستش برای این پست یه موضوع منسجم ندارم، برای این که یه پست نوشته باشم این پست رو دارم مینویسم. البته در مورد نرمافزار پیام رسان هم نظر خودم رو مینویسم. قابل توجه یاسی خانم که چند وقت پیش در مورد SMS های فارسی و پشتیبانی نکردن گوشیشون از من سوال پرسیده بودن.
نمرهی تمام امتحانات اومد. خدا رو شکر. بد نشده. البته از این بهتر هم میتونست باشه. شاید کم خوندن من و شاید هم کم لطفی اساتید… همه چیز دخیله! این ترم همه نوع استادی داشتم. استاد تربیت بدنی که در کمال — به من ۱۹ داد! با این که حتی یه غیبت هم نداشتم و توی امتحان پایان ترم رکورد های خوبی زدم…. استاد فیزیکمون هم که… ایشون ۱۴۰ تا سوال سخته سخته سخته هالیدی از ۹ فصل اولش که هیچ ربطی به رشتهی ما نداره، بهمون داد و گفت ۷-۸ تا از این ها توی امتحان میاد… خداییش سوالات مردی بودن. من یه راهنما گرفته بودم و بچه ها هم از روی یه راهنمای دیگه یه جزوه درست کرده بودن. با این همه وقتی یه سوال رو خودم حل میکردم با جواب دو تا راهنما فرق میکرد! جالبه که جواب راهنماها هم با هم یکی نبود!!! امتحان ما یه روز فرجه داشت و من از ۲ شب قبلش نخوابیده بودم. با این همه شب امتحان رو هم بیدار موندم و هی سوال حل کردم… وقتی برگهی امتحان رو به دستمون دادن… حتی یک سوال از اون ۱۳۰-۴۰ سوال نیومده بود!!! البته از شانس ما پسر ها اون روز سرویس ۲۰ دیقه دیر اومد و … برگهی امتحان رو که دیدم، طبق معمول تمام سوالات رو یه دید زدم. سوالات از این «اثبات کنید» ها بود که خوراکه خودمه! ۸ تا سوال همچین مرد! شرو کردم به نوشتن… بماند سر امتحان گوشی آقای Dark Demon زنگ خورد و یه بستی به پاچهی مبارکشون چسبوند!!!! و بماند که آقای — از استاد Sin 30 رو پرسید!!! وقتی خودکارم رو زمین گذاشتم که برگه از زیر دستم کشیده شد! البته همهی سوال ها رو نوشته بودم و آخرین سوال رو داشتم کامل میکردم. با حساب هر سوال ۲.۵ نمره، ۱۸ تا ۱۹ میگرفتم… البته اگه چند دیقه وقت داشتم خب… دستم رو به دامن استاد چسبوندم به این امید که از ۱۰ نمره ای که به خاطر پروژه بهم قول داده بود، یکی دو نمرهای بهم بده… خدا رو شکر، یه ۲۰ همچین مرد از این امتحان گرفتم!!! خداییش خیلی حالگیری بود این امتحان!
امتحان زبان برای یه غول بود… البته خداییش خیلی خوندم که خدا رو شکر نمرهی خوبی هم گرفتم (۱۹.۵). استاد قریشی، استاد زبانمون یکی از بهترین استاد های این ترم بود که اتفاقا ترم بعد هم زبان تخصصی رو با ایشون گرفتم.
از ریاضی بگم که یکی از درسهاییه که من خیلی دوستش دارم. امتحانش واقعا سخت بود که به هزار بد بختی ۱۸.۵ گرفتم… البته بالاترین نمره هم بود. استاد دارابی، استاد ریاضی هم یکی از بهترین استاد های این ترم من بود.
برنامه سازی ۱ هم که… خوراکه خودم بود! برای این امتحان ۷ سواله من ۱۴ تا جواب نوشتم! البته ۲۰ نگرفتم ولی همین ۱۹ ای که استاد بهم داده رو واقعا قبول دارم. استادمون، که راحت میتونم بگم بهترین استادم بود، رو شدیدا قبول دارم و به این نظرشون کاملا احترام میذارم… اتفاقا در طی ایمیل و smsی زحماتشون رو مورد قدر دانی قرار دادم!
اما زد حال ترین درس، کارگاه کامپیوتر بود! حیف که توی وبلاگ چیزی در این مورد نمیتونم بنویسم! استاد من یکی رو قهوهای کرد، شدید! هم اتاقیهای من که تقریبا همشون ویندوز رو قورت دادن، توی امتحان ویندوز نمرههای میانهی کلاس رو گرفتن! بذارین بگم که سوالاتی که از من پرسید اینا بودن: یه صفحهی MS Word باز کنم و شماره صفحه بذارم و این که پس زمینهی اون سیستم عامل رو عوض کنم!!!
البته باید یه تشکر ویژه هم از دکتر فردی پور کنم، واقعا کلاسشون و بحثهای کلاسیشون و البته آزادی کلام توی کلاسشون رو دوست داشتم. البته ۲۰ هم گرفتم!!!
این چند روزه که ترم تموم شده و از دانشگاه دورم، دلم بد جوری هوای همکلاسی هام رو کرده… چه روز و شب هایی توی خوابگاه داشتیم و چه روز هایی توی دانشگاه… چقدر سر کار گذاشتم و چقدر سرکار رفتم!
اما همش زرد نویسی نشه! این نرمافزار پیام رسان ارتباطات سیار رو امروز تست کردم. خیلی بهتر از اون چیزی بود که فکر میکردم مخصوصا این که یه امکان جالب برای افرادی مثل من داره که همیشه پینگیلیش مینویسن. یکی دیگه از کارهاش که البته کار خیلی سختی هم نیست، فشرده سازی و البته کد کردن اساماس هاست. من چون یه مدت جاوا کار کردم خیلی دوست داشتم بدونم از فارسی سازی گوشی این تو استفاده شده یا نه. برای همین بستهی jar رو unpack کردم و متوجه شدم که مثل نرمافزار PMD (که یه دیکشنری خیلی خوبه فارسیه) زبون فارسی رو از ابتدا پیاده کردن و مهم نیست که گوشی فارسی داشته باشه یا نه. البته به نقل از وبسایت mci.ir بگم که ظاهرا با خطوط ایرانسل و تالیا و شرکتهای دیگه (که نمیدونم وجود دارن یا نه!!!) سرویس فشرده سازی نرمافزار کار نمیکنه ولی هنوز خودم تست نکردم. که اگه اینطور باشه یه ضعفه.
یه چیز دیگه که جاداره بگم اینه که نرمافزار با MIDP 2 طراحی شده. البته شاید من اشتباه کنم ولی بعید میدونم توابعی که برای طراحی اینطور نرمافزاری نیاز بوده تو MIDP 1 وجود نداشته باشه. البته خودم تست میکنم و نتیجش رو مینویسم.
این آخرم هم بگم که این نرمافزار فقط ۹۳ کیلو بایته یعتی اگه اینترنتی مرد ندارین و با اون دایل آپ های نفتی وصل میشین باز هم میتونید این نرمافزار رو دانلود کنید و کمتر از ۱۵ ثانیه دانلود میشه. اگه وبلاگ من باز شده، اون هم دانلود میشه. با GPRS هم میشه دانلودش کرد. البته… من نمیدونم اینا چرا فایل jar رو دوباره zip کردن؟!! شاید دوست نداشتن ملتی که ایرانسل دارن از این نرمافزار استفاده کنن؟! کاش میفهمیدم!!! خلاصه سعی کنید نصب کنید و اساماس ۲۲ تومنی تو پاچتون نخوره!!! یا نصب کنید (قابل توجه ایرانسلی ها!) تا اساماس ۲۲ تومنی تو پاچهی همراه اولیها نخوره!!! خلاصه نصب کنید!!!
توی این چند روز هم مصرف کتابم زیاد شده!!! البته خیلی چیز ها هم یاد گرفتم… میگن نابرده رنج گنج میسر نمیشود… گنج من اونقدر زحمت داره که گاهی میترسم بهش فکر کنم…
و این چند شب اخیر رو میرم با دوستم کیوان، میدواَم و از هوای خنک و لطیف شبا لذت میبرم!!!
دیروز به این خانومه که اینترنت رو از شرکتشون گرفتم گفتم که از قطی شدیدا بدم میاد و اگه قط باشم ساکت نمیمونم. بعد میگفت که نه! ما اصلا قطی نداریم! امروز ۶۰ بار قط شدم… خستم کرده… حیف که روز اوله و نمیشه شرکتشون رو شست!!! به قسمتی از مکالمهی دیروز من و این خانومه توجه کنید:
خانومه: شما ده تومن پیش دادین، برین ۱۳ تومن دیگه هم بدین صندوق.
من: چشم ولی یه سوال: ۱۸ تومن پول اینترنت و ۴ تومن پول آبونمان میشه ۲۲ تومن.
خانومه: چی… خب… ۱۸ هزار و ۹۰۰ تومن پول اینترنته!
من: آقا این ۱۳ تومن خدمت شما.
صندوق دار: این فاکتور رو به خانم — بدین.
خانومه: خب مودم چیمیخواین؟
من: دیروز که خدمتتون عرض کردم، مودم دارم.
خانومه: نه! مودم شما جواب نمیده!!! اصلا مارک مودمتون چیه؟
من: چرا جواب میده! مارکش Corecess اِ.
من (توی دلم): آسیا تک بهم انداختش! نمیذارم تو هم یه مودم قهوهای بهم بندازی!
خانومه: اصلا باید مودم رو بیاری اینجا کانفیگش کنی!
من: خانوم، عرض کردم که. اولین باریم نیست که ADSL میگیرم!!!
من (توی دلم): خدایا… چرا این ملت دارن از نا آگاهی ملت (!) پول به جیب میزنن!!!
خانومه: آقای — الآن نیستن که بیان منزلتون و اینترنت رو براتون راه بندازن…
من: مگه آپولو اِ؟!!!
خانومه: بله؟!
من: هیچی، عرض کردم که خودم تلاش میکنم که سوکت تلفن رو به مودم وصل کنم!!! نیاز به زحمت آقای — نیست!
من (تو دلم): آبونمانه مخابرات ۳ تومنه و با من ۴ تومن حساب میکنید. دیگه نمیذارم پول مفت به جیب بزنید! حیف ۱۰ تومن نیست به آقای — بدم تا فقط یکم اصطلاح قلمبه سلمبه بهم بگه و بعد بگه که مودمتون خرابه، از خودمون مودم بخرین!!!
خانومه: هر جور راحتین، ولی مسئولیتش با خودتون!
من (تو دلم): خونهی ما بیمهی آتش سوزیه! نگران نباش!
من: خب لطف کردین، فقط میشه VCI و VPI رو به من بدین؟
خانومه: من میگم شما نمیتونید! اجازه بدین آقای — بیان براتون نصب کنن!
من (با لحنی تند): خانوم، من کاربر لینوکسم. آقای — نمیتونن برای من کاری کنن! این اولین باری هم نیست که قراره یه خط ADSL رو راه بندازم. باهاشون تماس بگیرین و این دو عدد رو بپرسین!
من (تو دلم): نکن! این عمو اِ رو تو هچل ننداز. اون ویندوزش رو بلد باشه شاهکار کرده!
خانومه: دید دیدی دییدید دود دود، آقای —. یکی از کاربر ها میگه…
خونومه (گوشی تو دستشه و از من میپرسه): چی چی رو میخواستین؟
من: VCI و VPI رو!
خانومه: VCA و VPA رو میخوان.
خانومه (رو به من): ۳۳ و ۰.
من: مرسی…
اما نتیجه گیری اخلاقی: اجازه ندین با یه سری کلمهی قلمبه مثل سوسپانسیون و کانفیگ خام شین! زشته که پول خام شدن بدین یه جورایی باج دارین میدین… نه تنها برای ADSL، هر جای دیگه هم این رو رعایت کنید.









تو قهرمانی، من به تو افتخار میکنم !
سلام
بدترین اشتباه زندگیتو مرتکب شدی من قبلا مشترک همین شرکت بودم به خاطر همین خانم و قطعی فوق العاده زیاد و سرعت پایین ADSL اش بیخیال شدم
من تو خرم پرداز یه مقدار رانت ( پارتی سابق ) دارم برای ماه بعد هماهنگ کن شاید یه پورت خالی برات جور کردم…
راستی اگه وقت کردی یه قرار بزار همو ببینیم
Thanks !