
باز هم برق رفت...
جواب یک بیشعور، سکوت و بیاعتناییه.
پن: بیشعور یک تعریف باز داره و از مزاحم تلفنی شرو میشه تا کسی که دیگران رو مورد تمسخر قرار میده.
پن: عکسالعمل در مقابل یک بیشعور بیفایدست چون اونقدر شعور نداره که بفهمه منظورت، خودشه.
اگه تمام عمر توی یه جزیره زندگی کنی، دنیا به اندازهی اون جزیره کوچیک میشه.
یه تجربهی برنامهنویسی میگه قبل از شروع به برنامهنوشتن، مسئله رو حل کن و قبل از حل مسئله ببین کسی این مسئله رو حل کرده یا نه. اگه خواستی مسئله رو خودت حل کنی، بگرد و کامل ترین مشخصات مسئله رو پیدا کن (یا بنویس) و از حل مسئله بدون مشخصات کامل دوری کن. گوگل رو فراموش نکن.
انگیزهی نوشتن این پست، ایمیل زیره که امشب گرفتم:
تو وبلاکتون یه قسمتی راجع به خودتون توضیحاتی داده بودید نوشته بودید برنامه نویسی رو خودخوان یاد گرفتید. چون منابع زیاده ولی بدردبخورش نه. این سئوال رو پرسیدم مثلا کلی پول میدی یه کتاب می خری ولی بد نوشته چیزی نمی فهمی من می خام جاوا رو شروع کنم توش صفرم منبع خوب میخام فارسی باشه فایل یا کتاب هم فرق نمی کن.
خب، یه جورایی حق با شماست، کلی پول یک کتاب رو میدی و بعد هیچی ازش نمیفهمی، ولی نباید نا امید شد. اولین کتابی که من برای جاوا خریدم هم اینطور بود، کتابی بود به اسم «برنامه نویسی به زبان JAVA» نوشتهی «مهندس محمدحسن نیکبخش تهرانی» از «انستیتو ایزایران». بعد از خوندن یه ۵۰-۶۰ صفحع از این کتاب، به قدری از جاوا زده شدم که تا مدتها به جاوا فکر هم نمیکردم.
اما من چطور شد جاوایی شدم: اصولا من وقتی میرم یه کتاب بخرم، ناخوداگاه میمونم و قفسهی نرمافزار رو نگاه میکنم. اکثر مواقع هم یک کتاب غیر از اون چیزی که میخواستم رو اضافه تر میگیرم. یکی از این کتاب هایی که اضافه تر گرفتم، کتاب «اصول برنامه نویسی برای موبایل» ترجمهی « مجید آیت – هادی امین زاده» از انتشارات «ناقوس اندیشه» بود. این کتاب رو خوندم و با مثالهاش جلو رفتم. اولین باری بود که معنی ماشین مجازی و این طور حرفها رو درک میکردم و علاوه بر این ها دستم به کیبورد میرفت برای نوشتم جاوا. این خیلی مهمه که کسی که میخواد برنامه بنویسه، کیبورد رو لمس کنه و نه برگههای کتاب رو. بعد از خوندن اون کتاب شرو کردم به آزمایش خودم و نشستم یه تقویم برای موبایلم نوشتم. این تقویم گرافیکی بهم فهموند که جاوا بلد نیستم و باید جاوا یاد بگیرم. این شد که رفتم و از قفسهی کتابام، کتاب «برنامه نویسی به زبان JAVA» نوشتهی «مهندس محمدحسن نیکبخش تهرانی» از «انستیتو ایزایران» رو که یک سال قبل خریده بودم، آوردم. با این که نسبت به سال قبل درک کتاب برام راحت تر بود و میتونستم با این کتاب کیبورد رو هم به لطف برنامهنویسی موبایل لمس کنم، باز کتاب سنگین به نظر میرسید. نا امید نشدم و رفتم به کتابفروشی و ازشون خواستم که کتابهای جاوا رو به من معرفی کنن، اون روز کتاب «آموزش جاوا در ۲۱ روز» نوشتهی «لورا لمی – چارلز پرکینز» ترجمهی «علیرضا زارعپور» از انتشارات «موسسهی علمی فرهنگی نص» رو خریدم و یک هفته ای خوندمش. واقعا کتاب خوبی بود. بعد از خوندن اون کتاب اولی رو به راحتی خوندم. بله، نگارشش خیلی بد بود و باعث میشد که هر تازه کاری بخونش، به مشکل بر بخوره. بعد از اون کتاب «آموزش گام به گام برنامهنویسی به زبان جاوا» ترجمهی «جعفرنژاد قمی» از انتشارات «علوم رایانه» رو خوندم. کتاب آموزنده ای نبود (مثل تمام کتاب های آقای جعفرنژاد) ولی میشه گفت برای مرجع خوب باشه. و بعد از اون کتاب «جاوا، جاوا، جاوا، رهیافتی شیء گرا در حل مسائل» رو که تالیف «هادی محمدزاده – علی جهانیان» از اتتشارات «جنگل، جاودانه» بود رو خوندم. البته خلی کتاب خوبیه ولی نه برای شروع. خیلی روی GUI تمرکز کرده و برای کار تو این زمینه مناسبه. اخیرا هم یک کتاب دیگه در مورد جاوا دیدم که به زودی میخرمش! اینها کتاب های فارسی ای بود که من خوندم. در کنار این ها کتاب فوقالعادهی «Java Programming Cookbook» از نویسندهی محبوب من «Herbert Schildt» خیلی بهم کمک کرد. و در نهایت چیزی که خیلی به درد میخوره Java-doc هستش که بهترین مرجع جاواست.
اگه میخواین جاوا رو یاد بگیرین، با کتاب «آموزش جاوا در ۲۱ روز» نوشتهی «لورا لمی – چارلز پرکینز» ترجمهی «علیرضا زارعپور» از انتشارات «موسسهی علمی فرهنگی نص»شرو کنین و همراه با اون حتما کد بنویسین و تمام دنیا رو مدل سازی کنید. البته اگه جاوا رو به عنوان یه تازه کار میخواین شرو کنید، من شدیدا پیشنهاد میکنم قبل از یاد گیری جاوا، کتاب «راهنمای سریع C++» تالیف «هربرت شیلد» از انتشارات «دانشگاه هرمزگان» رو بخونید. اگر هم جاوا رو میخواین «پاس» کنید، مهم نیست که کدوم کتاب رو میخونید! لازم هم نیست خودتون رو درگیر کد نویسی سخت جاوا کنید!
بعد از این، شدیدا بهتون پیشنهاد میکنم به جای خوندن کتاب، کار کنید تا جایی که به مشکل بر بخورین، بعد اونجاست که یا یکی از مراجعی رو که بالا معرفی کردم بخونید و یا Java-doc رو به عنوان مرجع انتخاب کنید.
البته اگه هنوز برنامه نویسی بلد نیستین، از جاوا پرهیز کنید، چون شما رو از برنامه نویسی زده میکنه!
یه تجربه (البته کمی گرون!) به من میگه که کتابهای ترجمه تو زمینهی برنامه نویسی، البته به جز ترجمههای آقای جعفرنژاد، از کتابهای تالیفی تو این زمینه بهتر هستن. به قول یکی از دوستام، که اتفاقا موتور شتاب دهندهی حرکت من به سمت گنو/لینوکس بود، آقای جعفر نژاد اقیانوسی به عمق ۱ میلیمتره!
پن: من آمادهام توی این زمینه (جاوا) برای هر پروژهای همکاری کنم!
پن: اگه کسی به این راهنمایی من عمل کرد، حتما خودم رو در جریان بذاره، حتما کمکش میکنم.
پن: اگه میخواین جاوا کار کنید، از ویندوز جدا شین!
میلاد عزیز هم تو قسمت نظرات مطلب بنده رو کامل کرده:
منم چند تا کتاب و منبعد دیگه اضافه می کنم:
اولیش و مهترینش اینه که شما با مفاهیم شی گرایی آشنا شده باشین. منم با رامین جان موافقم که اگه c++ را خوب کار کرده باشین یا حداقل یه کارایی با c++ انجام داده باشین خوردن جاوا به راحتی آب خوردن است باور کنید!
دوم: خود tutorial پیشنهادی sun را بخوندید: برای کسانی که با Oop آشنایی ندارند خیلی خوبه قسمت شی گراییش را خیلی جالب با شکل و مثال روی دوچرخه مثال زده. پس قبل از هر کتابی خوندن این tutorial توصیه میشه:
http://java.sun.com/docs/books/tutorial/index.html
حالا میرسیم به دو راهی
1- اگه قبلا c++ کار کردید کتاب Prentice Hall Core Java Volume I Fundamentals 8th Edition Sep 2007 خیلی خوبه با تشریح تفاوت های java و c++
2- اگه با c++ و شی گرایی کار نکردید کتاب java how to program نوشته ی Deitel & Deitel را بخونید. (البته اگه خوصلش را دارید!)
اگه شما هم مثل من به برنامه نویسی و برنامه سازی و این حرفها علاقه داشته باشین یا استاد برنامهسازیتون به شما یه پروژهی برنامه نویسی داده باشه، سعی میکنید برنامهها رو در راحت ترین شیوهی ممکن بسازین و وقت بیشتری روی عملکرد برنامه بذارین تا روی کد کردنش. خب خیلی از محبوبیت زبون ها و بسترهای مایکروسافتی (گفت این کلمه در روز ۳ بار جایز است!) به دلیل راحت بودن اون هاست. برنامه ساز لازم نیست که همه چیز رو حفظ باشه یا همهی دستور رو کامل تایپ کنه.
اگه برای تنوع هم که شده سری به زبون جاوا (زبون مورد علاقهی من) بزنید، به قول استاد برنامه سازیم، با تعداد زیادی کتابخونه مواجه میشین که هر کدوم هم کلی متد توی هست و هر متد کلی قاعده داره. به خاطر سپردن این کتابخونه ها خیلی سخته. شاید مشابه این وضع برای زبونی مثل C و هم خوانواده هاش هم باشه. اگه یه روز هوس کنید که برای موبایل برنامه بنویسید باز هم با روند بالا مواجه هستید و البته باید مشکلاتی که با شبیه ساز پیش میاد رو هم در نظر بگیرین.
اما شرکت بزرگ سان عقب نمونده و نرم افزار یا بهتر بگم IDE رو به نام Netbeans تولید کرده. این Integrated Development Environment یا به اختصار IDE همون محیطیه که برنامه رو توش مینویسیم و البته این IDE امکاناتی مثل برقراری ارتباط با Compiler و ترجمه کردن یا Debug کردن یا حتی تفسیر کردن برنامه رو برای ما فراهم میکنه.
من از خیلی وقت پیش توی مایکروسافت ویندوز (تا حالا ۲ تا شده!) این IDE رو برای نوشتن برنامههای جاوا و موبایل استفاده میکردم تا این که کوچ کردم و به اوبونتو اومدم. اون اوایل اونقدر توی اوبونتو گم میشدم که برنامهنویسی رو فراموش میکردم اما بعد از مدتی از با bluefish روند رو ادامه دادم ولی شدیدا احساس کمبود netbeans رو داشتم تا اینکه یه روز که به وبسایتش سر زدم متوجه شدم که برای گنو/لینوکس هم این نرمافزار وجود داره و من بیخبر بودم.
اما مشکل اصلی اینجاست که شرکت سان اجازهی دانلود رو به ایرانی ها نمیده و باید با هزار دوز کلک این نرمافزار ها رو دانلود کرد. اما اتفاق مهمی که افتاده اینه که اخیرا متوجه شدم netbeans در مخازن اوبونتو وجود داره! یعنی شما میتونید بنویسید:
sudo apt-get install netbeans
و به همین راحتی این IDE رو نصب کنید. اگه به برنامه نویسی علاقه دارین یا اینکه حرفتون برنامه نویسیه، در کنار vim این IDE رو هم تست کنید.
پن: به قول یکی از دوستام شکستن صندلی منو از کامپیوتر جدا میکنه و کمردرد من رو از netbeans!

Happy Birthday Ramin
تولدم مبارک…
امروز، ۲۶ تیر، ۱۶ جولای، روز تولد منه…
اما کیا بهم تبریکات گفتن تا حالا (به ترتیب):
مرسی از همشون.
ایمیل یکی از ابتدائی ترین استفادههای شبکه بود. امروزه با گسترش شبکهها و وجود اینترنت استفاده از ایمیل خیلی فراگیر تر و همهگیرتر شده طوری که هرکسی برای خودش یک آدرس ایمیل داره. با این روند چک کردن ایمیل هم یک فرایند طبیعی برای افراد هست و به کاری تکراری و روزانه تبدیل شده. شاید ساده ترین راه و در عین حال زمان بر ترین راه برای چک کردن ایمیل اینه که وارد صفحهی سرویس دهندهی ایمیل شد و مشخصات رو وارد کرد تا بشه ایمیلها رو خوند یا ایمیلی نوشت. اما تکرار این مسیر کار خیلی سختیه مخصوصا اگه این کار روزی چندین بار انجام بشه. اما راه حل این مشکل استفاده از یک برنامهی خدمت گیر پستالکترونیک (!) یا Email Client که سرعت عمل رو شدیدا بالا میبره. شما یک بار مشخصات رو وارد میکنید و تنظیمات رو انجام میدین و وظیفهی چک کردن ایمیل رو به اون میسپارین.
شاید یکی از معروف ترین شرکتهای سرویس دهندهی ایمیل، گوگل با سرویسGmail باشه. همونطور که میدونید، جیمیل به قدری فراگیر شده که حتی اسم ایمیل رو هم به خطر انداخته. این سرویس برای کاربر هاش امکان استفاده از پروتوکلهای POP3 و IMAP رو به رایگان فراهم کرده و کار بر های اون میتونن Email Client های خودشون رو به این سرویس متصل کنن.
تو این پست قصد دارم متصل کردن GMail رو به Email Client پیشفرض Ubuntu یعنی Evolution آموزش بدم. البته کسانی که از Mozilla Thunderbird استفاده میکنن میتونن از راهنمای خود Gmail در این آدرس استفاده کنن. البته من پروتکل IMAP رو توضیح میدم که به درد کسانی میخوره که همیشه به اینترنت متصل هستن. البته کسانی که از اینترنتهای Dial-Up استفاده میکنن هم میتونن از این راهنما استفاده کنن ولی برای اونها پروتکل POP3 مناسب تره. ادامه مطلب »
اخیرا اینجانب دچار یک سری سندرم شدم (اسمایلی سندرم حاد) که شرحی از اونها خواهد رفت:
البته لیست کاملی از این سندرم ها در دسترس هست که دکتر مجیدی زحمتش رو کشیدن. اسمایلی سرچ بدرد بخور.
بالاخره بعد از دو هفته اینترنت خونه رو راه انداختم. راستش برای این پست یه موضوع منسجم ندارم، برای این که یه پست نوشته باشم این پست رو دارم مینویسم. البته در مورد نرمافزار پیام رسان هم نظر خودم رو مینویسم. قابل توجه یاسی خانم که چند وقت پیش در مورد SMS های فارسی و پشتیبانی نکردن گوشیشون از من سوال پرسیده بودن.
نمرهی تمام امتحانات اومد. خدا رو شکر. بد نشده. البته از این بهتر هم میتونست باشه. شاید کم خوندن من و شاید هم کم لطفی اساتید… همه چیز دخیله! این ترم همه نوع استادی داشتم. استاد تربیت بدنی که در کمال — به من ۱۹ داد! با این که حتی یه غیبت هم نداشتم و توی امتحان پایان ترم رکورد های خوبی زدم…. استاد فیزیکمون هم که… ایشون ۱۴۰ تا سوال سخته سخته سخته هالیدی از ۹ فصل اولش که هیچ ربطی به رشتهی ما نداره، بهمون داد و گفت ۷-۸ تا از این ها توی امتحان میاد… خداییش سوالات مردی بودن. من یه راهنما گرفته بودم و بچه ها هم از روی یه راهنمای دیگه یه جزوه درست کرده بودن. با این همه وقتی یه سوال رو خودم حل میکردم با جواب دو تا راهنما فرق میکرد! جالبه که جواب راهنماها هم با هم یکی نبود!!! امتحان ما یه روز فرجه داشت و من از ۲ شب قبلش نخوابیده بودم. با این همه شب امتحان رو هم بیدار موندم و هی سوال حل کردم… وقتی برگهی امتحان رو به دستمون دادن… حتی یک سوال از اون ۱۳۰-۴۰ سوال نیومده بود!!! البته از شانس ما پسر ها اون روز سرویس ۲۰ دیقه دیر اومد و … برگهی امتحان رو که دیدم، طبق معمول تمام سوالات رو یه دید زدم. سوالات از این «اثبات کنید» ها بود که خوراکه خودمه! ۸ تا سوال همچین مرد! شرو کردم به نوشتن… بماند سر امتحان گوشی آقای Dark Demon زنگ خورد و یه بستی به پاچهی مبارکشون چسبوند!!!! و بماند که آقای — از استاد Sin 30 رو پرسید!!! وقتی خودکارم رو زمین گذاشتم که برگه از زیر دستم کشیده شد! البته همهی سوال ها رو نوشته بودم و آخرین سوال رو داشتم کامل میکردم. با حساب هر سوال ۲.۵ نمره، ۱۸ تا ۱۹ میگرفتم… البته اگه چند دیقه وقت داشتم خب… دستم رو به دامن استاد چسبوندم به این امید که از ۱۰ نمره ای که به خاطر پروژه بهم قول داده بود، یکی دو نمرهای بهم بده… خدا رو شکر، یه ۲۰ همچین مرد از این امتحان گرفتم!!! خداییش خیلی حالگیری بود این امتحان!
امتحان زبان برای یه غول بود… البته خداییش خیلی خوندم که خدا رو شکر نمرهی خوبی هم گرفتم (۱۹.۵). استاد قریشی، استاد زبانمون یکی از بهترین استاد های این ترم بود که اتفاقا ترم بعد هم زبان تخصصی رو با ایشون گرفتم.
از ریاضی بگم که یکی از درسهاییه که من خیلی دوستش دارم. امتحانش واقعا سخت بود که به هزار بد بختی ۱۸.۵ گرفتم… البته بالاترین نمره هم بود. استاد دارابی، استاد ریاضی هم یکی از بهترین استاد های این ترم من بود.
برنامه سازی ۱ هم که… خوراکه خودم بود! برای این امتحان ۷ سواله من ۱۴ تا جواب نوشتم! البته ۲۰ نگرفتم ولی همین ۱۹ ای که استاد بهم داده رو واقعا قبول دارم. استادمون، که راحت میتونم بگم بهترین استادم بود، رو شدیدا قبول دارم و به این نظرشون کاملا احترام میذارم… اتفاقا در طی ایمیل و smsی زحماتشون رو مورد قدر دانی قرار دادم!
اما زد حال ترین درس، کارگاه کامپیوتر بود! حیف که توی وبلاگ چیزی در این مورد نمیتونم بنویسم! استاد من یکی رو قهوهای کرد، شدید! هم اتاقیهای من که تقریبا همشون ویندوز رو قورت دادن، توی امتحان ویندوز نمرههای میانهی کلاس رو گرفتن! بذارین بگم که سوالاتی که از من پرسید اینا بودن: یه صفحهی MS Word باز کنم و شماره صفحه بذارم و این که پس زمینهی اون سیستم عامل رو عوض کنم!!!
البته باید یه تشکر ویژه هم از دکتر فردی پور کنم، واقعا کلاسشون و بحثهای کلاسیشون و البته آزادی کلام توی کلاسشون رو دوست داشتم. البته ۲۰ هم گرفتم!!!
این چند روزه که ترم تموم شده و از دانشگاه دورم، دلم بد جوری هوای همکلاسی هام رو کرده… چه روز و شب هایی توی خوابگاه داشتیم و چه روز هایی توی دانشگاه… چقدر سر کار گذاشتم و چقدر سرکار رفتم!
اما همش زرد نویسی نشه! این نرمافزار پیام رسان ارتباطات سیار رو امروز تست کردم. خیلی بهتر از اون چیزی بود که فکر میکردم مخصوصا این که یه امکان جالب برای افرادی مثل من داره که همیشه پینگیلیش مینویسن. یکی دیگه از کارهاش که البته کار خیلی سختی هم نیست، فشرده سازی و البته کد کردن اساماس هاست. من چون یه مدت جاوا کار کردم خیلی دوست داشتم بدونم از فارسی سازی گوشی این تو استفاده شده یا نه. برای همین بستهی jar رو unpack کردم و متوجه شدم که مثل نرمافزار PMD (که یه دیکشنری خیلی خوبه فارسیه) زبون فارسی رو از ابتدا پیاده کردن و مهم نیست که گوشی فارسی داشته باشه یا نه. البته به نقل از وبسایت mci.ir بگم که ظاهرا با خطوط ایرانسل و تالیا و شرکتهای دیگه (که نمیدونم وجود دارن یا نه!!!) سرویس فشرده سازی نرمافزار کار نمیکنه ولی هنوز خودم تست نکردم. که اگه اینطور باشه یه ضعفه.
یه چیز دیگه که جاداره بگم اینه که نرمافزار با MIDP 2 طراحی شده. البته شاید من اشتباه کنم ولی بعید میدونم توابعی که برای طراحی اینطور نرمافزاری نیاز بوده تو MIDP 1 وجود نداشته باشه. البته خودم تست میکنم و نتیجش رو مینویسم.
این آخرم هم بگم که این نرمافزار فقط ۹۳ کیلو بایته یعتی اگه اینترنتی مرد ندارین و با اون دایل آپ های نفتی وصل میشین باز هم میتونید این نرمافزار رو دانلود کنید و کمتر از ۱۵ ثانیه دانلود میشه. اگه وبلاگ من باز شده، اون هم دانلود میشه. با GPRS هم میشه دانلودش کرد. البته… من نمیدونم اینا چرا فایل jar رو دوباره zip کردن؟!! شاید دوست نداشتن ملتی که ایرانسل دارن از این نرمافزار استفاده کنن؟! کاش میفهمیدم!!! خلاصه سعی کنید نصب کنید و اساماس ۲۲ تومنی تو پاچتون نخوره!!! یا نصب کنید (قابل توجه ایرانسلی ها!) تا اساماس ۲۲ تومنی تو پاچهی همراه اولیها نخوره!!! خلاصه نصب کنید!!!
توی این چند روز هم مصرف کتابم زیاد شده!!! البته خیلی چیز ها هم یاد گرفتم… میگن نابرده رنج گنج میسر نمیشود… گنج من اونقدر زحمت داره که گاهی میترسم بهش فکر کنم…
و این چند شب اخیر رو میرم با دوستم کیوان، میدواَم و از هوای خنک و لطیف شبا لذت میبرم!!!
دیروز به این خانومه که اینترنت رو از شرکتشون گرفتم گفتم که از قطی شدیدا بدم میاد و اگه قط باشم ساکت نمیمونم. بعد میگفت که نه! ما اصلا قطی نداریم! امروز ۶۰ بار قط شدم… خستم کرده… حیف که روز اوله و نمیشه شرکتشون رو شست!!! به قسمتی از مکالمهی دیروز من و این خانومه توجه کنید:
خانومه: شما ده تومن پیش دادین، برین ۱۳ تومن دیگه هم بدین صندوق.
من: چشم ولی یه سوال: ۱۸ تومن پول اینترنت و ۴ تومن پول آبونمان میشه ۲۲ تومن.
خانومه: چی… خب… ۱۸ هزار و ۹۰۰ تومن پول اینترنته!
من: آقا این ۱۳ تومن خدمت شما.
صندوق دار: این فاکتور رو به خانم — بدین.
خانومه: خب مودم چیمیخواین؟
من: دیروز که خدمتتون عرض کردم، مودم دارم.
خانومه: نه! مودم شما جواب نمیده!!! اصلا مارک مودمتون چیه؟
من: چرا جواب میده! مارکش Corecess اِ.
من (توی دلم): آسیا تک بهم انداختش! نمیذارم تو هم یه مودم قهوهای بهم بندازی!
خانومه: اصلا باید مودم رو بیاری اینجا کانفیگش کنی!
من: خانوم، عرض کردم که. اولین باریم نیست که ADSL میگیرم!!!
من (توی دلم): خدایا… چرا این ملت دارن از نا آگاهی ملت (!) پول به جیب میزنن!!!
خانومه: آقای — الآن نیستن که بیان منزلتون و اینترنت رو براتون راه بندازن…
من: مگه آپولو اِ؟!!!
خانومه: بله؟!
من: هیچی، عرض کردم که خودم تلاش میکنم که سوکت تلفن رو به مودم وصل کنم!!! نیاز به زحمت آقای — نیست!
من (تو دلم): آبونمانه مخابرات ۳ تومنه و با من ۴ تومن حساب میکنید. دیگه نمیذارم پول مفت به جیب بزنید! حیف ۱۰ تومن نیست به آقای — بدم تا فقط یکم اصطلاح قلمبه سلمبه بهم بگه و بعد بگه که مودمتون خرابه، از خودمون مودم بخرین!!!
خانومه: هر جور راحتین، ولی مسئولیتش با خودتون!
من (تو دلم): خونهی ما بیمهی آتش سوزیه! نگران نباش!
من: خب لطف کردین، فقط میشه VCI و VPI رو به من بدین؟
خانومه: من میگم شما نمیتونید! اجازه بدین آقای — بیان براتون نصب کنن!
من (با لحنی تند): خانوم، من کاربر لینوکسم. آقای — نمیتونن برای من کاری کنن! این اولین باری هم نیست که قراره یه خط ADSL رو راه بندازم. باهاشون تماس بگیرین و این دو عدد رو بپرسین!
من (تو دلم): نکن! این عمو اِ رو تو هچل ننداز. اون ویندوزش رو بلد باشه شاهکار کرده!
خانومه: دید دیدی دییدید دود دود، آقای —. یکی از کاربر ها میگه…
خونومه (گوشی تو دستشه و از من میپرسه): چی چی رو میخواستین؟
من: VCI و VPI رو!
خانومه: VCA و VPA رو میخوان.
خانومه (رو به من): ۳۳ و ۰.
من: مرسی…
اما نتیجه گیری اخلاقی: اجازه ندین با یه سری کلمهی قلمبه مثل سوسپانسیون و کانفیگ خام شین! زشته که پول خام شدن بدین یه جورایی باج دارین میدین… نه تنها برای ADSL، هر جای دیگه هم این رو رعایت کنید.
آخرین نظرات