جاتون خالی…
امروز برای دومین بار توی این ترم رفتیم اردو. یه جای قشنگ نزدیک باغملک، استان خوزستان. البته همچین نسبت به جاهای دیگه قشنگ نبودها ولی توی خوزستان اینطور جایی قنیمته!
من که همون اول صبح رفتم توی نهری که از اونجا میگذشت و شرو کردم به خیس کردن هرکی که رد میشد. اولش پسرها اومدن و کلی آب بازی و به به!
ناهار هم که خودمون روز قبلش مرغ و آبلیمو و ماست و پیاز رو ریخته بودیم توی قابلمهی بزرگ و امروز یه جوجه کباب خوشمزه درست کردیم! دوتا از خانومها سیخ زدن و کلی از پسرها کباب کردن. سالاد و اینطور چیزا هم بود! به به! خداییش هیجوفت جوجه ای اینقدر خوشمزه نخورده بودم! فکرش رو کنید، جوجه کبابی که ۳۰-۴۰ نفر درستش کرده باشن و کلی هم خاکستر روش نشسته باشه و همین طور داغ داغ از روی آتیش برداری. چه شود! چه شود آتیشی که با کتاب C بادش بزنی!!!
از یه چیز اوردو خوشم میاد. هم کاری و با هم بودن… یاد خانواده میافتم. ما امروز مثل یک خانواده بودیم. خانوادهای که برای همدیگه اهمیت قائل میشدیم و در عین شوخی، احترام همدیگه رو هم داشتیم! راستی همه هم رشته بودیم ها!
از این ها که بگذریم بد جوری این جشن انتشار فکرم رو مشغول کرده! دس تنهام و نمیدونم باید از کجا شرو کنم و به کجا برسم! کاش…









man hamin alan weblogetoono az tarighe google reader khoondam
etefaghan jomleye akhare in matlabetoon vasam kheyli jaleb bood
jaleb tar vasam in bood ke vaghti oomadam webloge khodamo chek kardam didam nazar dadin
alan taze vista nasb kardam farsi nadaram
be mahze gir ovordan ye sisteme dige jawabetoono midam
p.s. rasti ahle che shahri hastin?
من جوابتون رو توي وبلاگ خودم دادم :
من چيزي در مورد نحوه تشکيل لاگ نميدونم! فقط ميدونم در قدم اول بايد يه تعداد کاربر لينوکس ساکن شهرتون رو پيدا کنين تا بتونين با هم لاگ تشکيل بدين.
فکر کنم آقاي مومني بيشتر بتونن بهتون کمک کنن. يا آقاي وکيلي هم دستي در اين موضوع دارند.
در کل ايده شروع لاگ خيلي خوبه. ميتونين از همين جشن انتشار شروع کينن. بهترين شروع ميتونه باشه.