<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: تفاوت من و تو&#8230;</title>
	<atom:link href="http://saarblog.wordpress.com/2008/01/29/gnu-linux-or-windows/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://saarblog.wordpress.com/2008/01/29/gnu-linux-or-windows/</link>
	<description>وب نبشت های یک دانشجوی نرم افزار</description>
	<lastBuildDate>Fri, 04 Dec 2009 00:27:07 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: آخرین دسته‌گل من! &#171; سار</title>
		<link>http://saarblog.wordpress.com/2008/01/29/gnu-linux-or-windows/#comment-39</link>
		<dc:creator>آخرین دسته‌گل من! &#171; سار</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Jan 2008 10:23:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://saarblog.wordpress.com/?p=31#comment-39</guid>
		<description>[...] دسته‌گل&#160;من!  29 01 2008    اول از هر چیز لازمه که در پیرو پست قبل بگم که یکی از اساتید یک توضیح خیلی جالب و نقدی خیلی [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] دسته‌گل&nbsp;من!  29 01 2008    اول از هر چیز لازمه که در پیرو پست قبل بگم که یکی از اساتید یک توضیح خیلی جالب و نقدی خیلی [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: mohamnag</title>
		<link>http://saarblog.wordpress.com/2008/01/29/gnu-linux-or-windows/#comment-37</link>
		<dc:creator>mohamnag</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Jan 2008 06:38:36 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://saarblog.wordpress.com/?p=31#comment-37</guid>
		<description>بنده توی وبلاگ یکی از دولوپرهای KDE4 مطلبی رو می خوندم که تقریبا شکایت نامه ایی بود از اون بنده خدا خطاب به کسانی که تلاش های KDE4 را اشتباه می دونستند. اون بنده خدا در جواب کسی که موفقیت ویندوز را با لینوکس مقایسه کرده بود این جواب رو داده بود که جالب بود:
«ما نباید فراموش کنیم که لینوکس دو چیز کمتر از ویندوز دارد: ۱. ۱۵ سال کار بیشتر ۲. میلیاردها دلار برای حمایت»</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بنده توی وبلاگ یکی از دولوپرهای KDE4 مطلبی رو می خوندم که تقریبا شکایت نامه ایی بود از اون بنده خدا خطاب به کسانی که تلاش های KDE4 را اشتباه می دونستند. اون بنده خدا در جواب کسی که موفقیت ویندوز را با لینوکس مقایسه کرده بود این جواب رو داده بود که جالب بود:<br />
«ما نباید فراموش کنیم که لینوکس دو چیز کمتر از ویندوز دارد: ۱. ۱۵ سال کار بیشتر ۲. میلیاردها دلار برای حمایت»</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فتحی</title>
		<link>http://saarblog.wordpress.com/2008/01/29/gnu-linux-or-windows/#comment-35</link>
		<dc:creator>فتحی</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Jan 2008 05:00:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://saarblog.wordpress.com/?p=31#comment-35</guid>
		<description>سلام به سار عزیز
حالا با این توضیحاتتون من کاملا متقاعد شده ام که بهتر است که به لینوکس مهاجرت نکنم. دلیل ساده است. من شناخت کافی ندارم. 

البته یک نکته را اشاره کنم. من یک ذره اطلاعات از دنیای اوپن سورس دارم و می دانم که درگیری یک نرم افزار با کدها به چه صورت است. اصلا به نظر من چنین چیزی لازم هم هست که آدم بتواند به کدها دسترسی داشته باشد. ولی نوشته من برای کسانی بود که هنوز به لینوکس مهاجرت نکرده اند. برای آنها باید ماکزیمم آشکار سازی صورت بگیرد تا قبل از رفتن به لینوکس با چشم باز بروند. من هم چشمم به جمال اوپن آفیس روشن شده است و می خواهم بر روی ویندوز از این نرم افزار استفاده کنم ولی باید قبول کنم برای این کار و شروع این مطلب باید کمی سختی بکشم. هر چند ممکن است منی که عاشق ورد هستم در آخر از اوپن آفیسم لذت ببرم ولی الان باید با سختی ها روبرو بشوم. نوشتار فوق الذکر برای بحث با کاربران خبره لینوکس نیست! من می دانم با ویندوز تجاری همه چیز تمامم باز هم در مقابل جادی حرفی برای گفتن ندارم! این یادداشتی برای کسانی است که هنوز به لینوکس مهاجرت نکردند و اگر همین جوری بروند به لینوکس باید از همه دنیای اوپن سورس متنفر بشوند.
ایراداتی که برای درمورد مثلا سخت افزار نوشتم صحبتهای تعداد بسیاری از دوستان است. من نقل به مضمون کردم که با نصب درایور کارت Nvidia لینوکسم هنگ کرده است. و خیلی از مشکلاتی که اشاره شد.  مهاجرت به خاطر یک تب نتیجه ای جز نابودی عامل تب ندارد. 
ادامه بحث را به ذهن روشن خودتان می سپارم. 

پی نوشت 1: با مسائلی که درباره زیاد بودن کامیونیتی ویندوز موافقم ولی باید آنرا قبول کرد. نمی توان آن را و اثر آنرا بر روی شرکتهای تولید کننده نادیده گرفت. من هم قبول دارم با گسترش دنیای لینوکس شرایط برای کاربران همواره به سمت راحت شدن خواهد رفت. 

پی نوشت: وبلاگ من پربازدید است؟ افراد برای خواندن نوشته های من به وبلاگ من نمی آیند. شاید بهتر بگویم برای خواندن یک سری خزعبلات یک فرد بی سواد این قدم رنجه را می کنند. در هر حال چون من فلسفه اوپن سورس را چیزی متعالی و غیر از لینوکس و فایرفاکس و ... که نرم افزارهایی بیش نیستند میدانم. برای همین همواره برای گسترش اوپن سورس تلاش می کنم. فقط مطالب جالب و همه فهم کم به دستم می رسد. و گرنه مطمئنا از نوشتن یادداشتی هر چند از نظر علمی صفر کوتاهی نمی کردم 
در مورد مسئله ای که فرمودید در مورد تیتر شاید حق با شما باشد ولی با توجه به اطلاعات من نویسنده مطلب این بهترین معیار بود. هر چند ممکن است که با خواندن الطاف دوستان اطلاعاتم بیشتر بشود و آن مقاله برای خودم هم بهترین نباشد. 

در هر حال به خاطر طولانی بودن صحبت تا همین جا سخن را کوتاه می کنم. ممنون از لطفتون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به سار عزیز<br />
حالا با این توضیحاتتون من کاملا متقاعد شده ام که بهتر است که به لینوکس مهاجرت نکنم. دلیل ساده است. من شناخت کافی ندارم. </p>
<p>البته یک نکته را اشاره کنم. من یک ذره اطلاعات از دنیای اوپن سورس دارم و می دانم که درگیری یک نرم افزار با کدها به چه صورت است. اصلا به نظر من چنین چیزی لازم هم هست که آدم بتواند به کدها دسترسی داشته باشد. ولی نوشته من برای کسانی بود که هنوز به لینوکس مهاجرت نکرده اند. برای آنها باید ماکزیمم آشکار سازی صورت بگیرد تا قبل از رفتن به لینوکس با چشم باز بروند. من هم چشمم به جمال اوپن آفیس روشن شده است و می خواهم بر روی ویندوز از این نرم افزار استفاده کنم ولی باید قبول کنم برای این کار و شروع این مطلب باید کمی سختی بکشم. هر چند ممکن است منی که عاشق ورد هستم در آخر از اوپن آفیسم لذت ببرم ولی الان باید با سختی ها روبرو بشوم. نوشتار فوق الذکر برای بحث با کاربران خبره لینوکس نیست! من می دانم با ویندوز تجاری همه چیز تمامم باز هم در مقابل جادی حرفی برای گفتن ندارم! این یادداشتی برای کسانی است که هنوز به لینوکس مهاجرت نکردند و اگر همین جوری بروند به لینوکس باید از همه دنیای اوپن سورس متنفر بشوند.<br />
ایراداتی که برای درمورد مثلا سخت افزار نوشتم صحبتهای تعداد بسیاری از دوستان است. من نقل به مضمون کردم که با نصب درایور کارت Nvidia لینوکسم هنگ کرده است. و خیلی از مشکلاتی که اشاره شد.  مهاجرت به خاطر یک تب نتیجه ای جز نابودی عامل تب ندارد.<br />
ادامه بحث را به ذهن روشن خودتان می سپارم. </p>
<p>پی نوشت 1: با مسائلی که درباره زیاد بودن کامیونیتی ویندوز موافقم ولی باید آنرا قبول کرد. نمی توان آن را و اثر آنرا بر روی شرکتهای تولید کننده نادیده گرفت. من هم قبول دارم با گسترش دنیای لینوکس شرایط برای کاربران همواره به سمت راحت شدن خواهد رفت. </p>
<p>پی نوشت: وبلاگ من پربازدید است؟ افراد برای خواندن نوشته های من به وبلاگ من نمی آیند. شاید بهتر بگویم برای خواندن یک سری خزعبلات یک فرد بی سواد این قدم رنجه را می کنند. در هر حال چون من فلسفه اوپن سورس را چیزی متعالی و غیر از لینوکس و فایرفاکس و &#8230; که نرم افزارهایی بیش نیستند میدانم. برای همین همواره برای گسترش اوپن سورس تلاش می کنم. فقط مطالب جالب و همه فهم کم به دستم می رسد. و گرنه مطمئنا از نوشتن یادداشتی هر چند از نظر علمی صفر کوتاهی نمی کردم<br />
در مورد مسئله ای که فرمودید در مورد تیتر شاید حق با شما باشد ولی با توجه به اطلاعات من نویسنده مطلب این بهترین معیار بود. هر چند ممکن است که با خواندن الطاف دوستان اطلاعاتم بیشتر بشود و آن مقاله برای خودم هم بهترین نباشد. </p>
<p>در هر حال به خاطر طولانی بودن صحبت تا همین جا سخن را کوتاه می کنم. ممنون از لطفتون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Neo, The Begin of an End!</title>
		<link>http://saarblog.wordpress.com/2008/01/29/gnu-linux-or-windows/#comment-33</link>
		<dc:creator>Neo, The Begin of an End!</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Jan 2008 00:51:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://saarblog.wordpress.com/?p=31#comment-33</guid>
		<description>سلام!
نمی خواستم دخالت کنم و بهیچ عنوان هم علاقه ای به این جور مناقشات ندارم. پیش از هر صحبتی هم از همه پوزش می خواهم و تاکید می کنم که قصد توهین به هیچکس را ندارم. داستان از زمان دانشجویی خودم شروع می شه که (به خیال خودمون) خیلی کامپیوتر بلد بودیم و هر کسی سراغ یک زبان برنامه نویسی رفته بود. البته اون موقع بحث ویندوز خیلی تازه تر از اونی بود که بخواهد داغ باشد. به هر حال یک عده سراغ محصولات Microsoft و یک عده هم سراغ محصولات Borland رفتیم و . . .
خلاصه آن که به نظر من, اگر نگویم همگی, دست کم عده زیادی از ما (مثلا ) متخصصین کامپیوتر در کشورهای جهان سوم و یا در حال توسعه متاسفانه نمی دانم به چه دلیل بی خود و بی جهت طرف این یا آن شرکت و شخص را می گیریم. به جای این دعواهای بیخود و بی ربط بهتر نیست از خودمون بپرسیم ما چی تولید کردیم و عیب اون کار کجاست. بهر حال ما استفاده کننده ایم و تا وقتی استفاده کننده باشیم, هر چه  که کشورهای پیشرفته به خوردمون بدهند باید بخوریم و تازه تشکر هم بکنیم که آته مانده هایشان را برایمان می گذارند. 
باز هم معذرت می خواهم از همه اما تو رو خدا توی این وبلاگ های تخصصی دیگه ادای بعضی ها را در نیارین.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام!<br />
نمی خواستم دخالت کنم و بهیچ عنوان هم علاقه ای به این جور مناقشات ندارم. پیش از هر صحبتی هم از همه پوزش می خواهم و تاکید می کنم که قصد توهین به هیچکس را ندارم. داستان از زمان دانشجویی خودم شروع می شه که (به خیال خودمون) خیلی کامپیوتر بلد بودیم و هر کسی سراغ یک زبان برنامه نویسی رفته بود. البته اون موقع بحث ویندوز خیلی تازه تر از اونی بود که بخواهد داغ باشد. به هر حال یک عده سراغ محصولات Microsoft و یک عده هم سراغ محصولات Borland رفتیم و . . .<br />
خلاصه آن که به نظر من, اگر نگویم همگی, دست کم عده زیادی از ما (مثلا ) متخصصین کامپیوتر در کشورهای جهان سوم و یا در حال توسعه متاسفانه نمی دانم به چه دلیل بی خود و بی جهت طرف این یا آن شرکت و شخص را می گیریم. به جای این دعواهای بیخود و بی ربط بهتر نیست از خودمون بپرسیم ما چی تولید کردیم و عیب اون کار کجاست. بهر حال ما استفاده کننده ایم و تا وقتی استفاده کننده باشیم, هر چه  که کشورهای پیشرفته به خوردمون بدهند باید بخوریم و تازه تشکر هم بکنیم که آته مانده هایشان را برایمان می گذارند.<br />
باز هم معذرت می خواهم از همه اما تو رو خدا توی این وبلاگ های تخصصی دیگه ادای بعضی ها را در نیارین.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
