لینوکس!

12 05 2008

کمی بعد از انتشار MINIX (سیستم عامل آموزشی که توسط اندرو س. تانن‌باوم) یک گروه خبری یوزنت (USENET - بولتنهای خبری اینترنتی برای بحث و تبادل نظر در زمینه‌های مختلف) بنام comp.os.minix برای بحث درباره‌ی آن تشکیل شد. در عرض چند هفته تعداد اعضای این گروه خبری به ۴۰,000 نفر رسید، و اغلب آنها افرادی بودند که میل داشتند امکانات جدیدی به MINIX اضافه کرده و آنرا بزرگتر و بهتر کنند. برای آنهایی که از MS-DOS متنفر بودند، وجود MINIX (به همراه کد منبع آن) دلیلی شد تا یک PC خریده و تجربه‌ی متفاوتی با آن داشته باشند.

یکی از این افراد دانشجوی فنلاندی بنام لینوس توروالدز (Linus Torvalds) بود. توروالدز MINIX را روی کامپیوتر که به تازگی خریده بود نصب کرد و کد آن را به دقت مطالعه کرد. وی که مایل بود گروه‌های خبری (از جمله comp.os.minix) را روی کامپیوتر MINIX خود مطالعه کند، نه در دانشگاه، دریافت که MINIX فاقد چنین امکانی است. لینوس تصمیم گرفت برنامه‌ی مورد نیاز را خودش بنویسد، اما خیلی زود متوجه شد که برای این کار به یک درایور ترمینال جدید نیاز دارد، پس آن را هم نوشت. کمی بعد به وسیله‌ای برای ذخیره کردن مباحث گروه‌های خبری نیاز پیدا کرد، پس یک درایور دیسک (و کمی بعد سیستم فایل) هم نوشت. تا آگوست ۱۹۹۱ لینوس موفق به خلق یک هسته‌ی سیستم‌عامل ابتدایی شده بود، و در تاریخ ۲۵ آگوست ۱۹۹۱ آن را روی گروه خبری comp.os.minix اعلام کرد.افراد زیادی برای کمک به لینوس گرد آمدند، و بالاخره اولین ویرایش این سیستم عامل در ۱۳ مارس ۱۹۹۴ منتشر شد؛ لینوکس (Linus MINIx) متولد شده بود.

لینوکس یکی از موفقیت‌های مهم در نهضت منبع‌باز (Open Source) که MINIX در شروع آن نقش مهمی داشت محسوب می‌شود. لینوکس سیستم عامل ویندوز و یونیکس را به مبارزه طلبید، چون روی سیستم‌های ساده‌ای اجرا می‌شد که رقبایش آنها را از رده خارج تلقی می‌کردند. به زودی چند نرم‌افزار منبع باز دیگر، از جمله سرویس دهنده‌ی وب آپاچی(Apache) و پایگاه داده‌ی MySQL، به کمک لینوکس شتافتند و به موفقیت آن در بازار کمک رساندند. اکنون لینوکس به همراه آپاچی، MySQL و زبانهای برنامه نویسی منبع باز Perl و PHP (که روی هم رفته به عنوان LAMP شهرت یافته‌اند)، بخش عمده‌ای از بازار سرویس دهنده‌های وب را در اختیار دارند.

طراحی و پیاده‌سازی سیستم‌عامل (کتاب MINIX)، اندرو س. تانن‌باوم، آلبرت س. وودهال؛




تقدیم به…

26 04 2008

تقدیم به کسی که هفتم اردیبهشت رو برای من ساخت تا یکی از بهترین روز‌های زندگیم باشه:

قیامت باشد آن قامت در آغوش
شراب سلسبیل از چشمه‌ی نوش
غلام کیست آن لعبت که ما را
غلان خویش کرد و حلقه در گوش
پری پیکر بتی کز سحر چشمش
نیامد خواب در چشمان من دوش
نه هر وقتم به یاد خاطر آید
که خود هرگز نمی‌گردد فراموش
حلالش باد اگر خونم بریزد
که سر در پای او خوش‌تر که بردوش
نصیحت گوی ما عقلی ندارد
برو گو در صلاح خویشتن کوش
دهل زیر گلیم از خلق پنهان
نشاید کرد و، آتش زیر سرپوش
بیا ای دوست ور دشمن ببیند
چه خواهد کرد؟‌گو می‌بین و می‌جوش
تو از ما فارغ ما با تو همراه
زما فریاد می‌آید تو خاموش
حدیث حسن خویش از دیگران پرس
که سعدی در تو حیران است و مدهوش



توییتر

25 04 2008

راستش اوبونتو رو نصب کردم، عالیه، کارت گرافیک و کارد ریدر لپ تاپم رو هم می‌شناسه. امکاناتش هم که مثل همیشه عالیه و…

یه پست هم در مورد امکانات این نسخه آماده کردم که به دلایلی پرید و من دیگه حوصله‌ی نوشتن مجدد رو ندارم. ایشالا بعدا یکی دیگه آماده می‌کنم.

اما در مورد این توییتر. خیلی جالبه ولی دوستای من کمن! از اونجا که من دوست ندارم با کسانی رو که نمی‌شناسم یا اونا منو نمی‌شناسن ادد کنم، دوستام زیاد نمی‌شن. الان به این فکر افتادم که توی وبلاگم بگم که بیاین من رو ادد کنید!!! ها؟‌ آدرس من هست http://twitter.com/saarblog

پس منتظرم!

پ‌ن: این پست رو هم با Blog Entry Poster نوشتم. امید وارم که امکاناتش بهتر بشه.




اوبونتوی هاردی

24 04 2008

بالاخره اوبونتوی هاردی رو دانلود کردم. البته سرعت سرور هاش به شدت پایین بود! ولی خب عشق است دیگه! چه می‌شه کرد. البته هنوز تستش نکردم ها!




اوبونتوی هاردی ریلیز شد

24 04 2008

وای… بالاخره اوبونتوی هاردی ریلیز شد. برای دریافتش به این لینک برین




اوبونتو هاردی

23 04 2008

آقا بیصبرانه منتظریم که اوبونتوی جدید رو ببینیم! فردا ریلیز می‌شه. عکس رو cd رو ببینید:




برنامه‌ی Blog Entry Poster

21 04 2008

خب الان داشتم وب گردی می‌کردم که توی این لینک یه چیز جالب دیدم. خیلی راحت این پست رو با اون نوشتم و فرستادم. البته شاید امکاناتش خیلی کمه و لی خب جای رشد داره!




الو… مایکروسافت…

18 04 2008

آقا در حین وبگردی دلمون شاد شد! مطلب زیر رو توی این لینک دیدم! نقل می‌کنم:

تو شرکت مايکر سافت يه قسمتي وجود داره به اسم عيب يابي تلفني و مشاوره (فکر کنم درست ترجمه کردم)
هر کسي مشکلي داشته باشه راجع به کامپيوتر و برنامه هاي کامپيوتري به اين مرکز زنگ ميزنه و از اون ها راهنمايي ميخواد..فرض رو بر اين ميزاريم که هر کسي که با کامپيوترکار ميکنه از يه دانش ابتدايي نسبت به اين دستگاه برخورداره..اونم تو انگليس…
چند تا از مکالمات و مشاوره هاي تلفني اين مرکز رو بخونين …

مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مرکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست
مرکز : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد…

مشتري : سلام، من “سلين” هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم…
مشتري : نه … صبر کن … من هنوز نذاشتمش تو درايو … هنوز روي ميزمه .. ببخشيد

مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام … من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و …
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : “نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم” من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه…

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.

مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته…

مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه … اون يکي کار مي کنه!

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه…
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد… Internet Explorer

مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟




پایتون روی گوشی!

18 04 2008


آقا به نظرتون چطوره یه زبون برنامه نویسی رو روی گوشی داشته باشیم؟ عالیه نه؟ اون هم زبونی مثل Python. امروز در حین وبگردی متوجه شدم یه برنامه‌ی آزاد هست که پایتون رو روی گوشی های سری ۶۰ میاره.

اول چک کنید که سیستم عامل موبایلتون از کدوم نسخه‌ی Symbian هستش. توی این لینک، به جای ۶۶۸۰ مدل گوشی خودتون رو بنویسید. بعد بر اساس مدل سیستم عامل گوشیتون به ترتیب PythonForS60 و PythonScriptShell رو از این لینک بگیرین و روی گوشیتون نصب کنید. شمایل پایتون به منوی شما اضافه می‌شه و می‌تونید اسکریپت‌های پایتون و برنامه‌های اون رو اجرا کنید. البته می‌تونید اسکریپت‌ها رو به صورت یک فایل به گوشی بفرستین و توی گوشی اون فایل رو باز کنید. البته پسوند فایل باید py باشه. برای مت یه منو باز می‌شه و توش دو تا گزینه هست. python script و python lib module و چون اون فایل یه پایتون اسکریپته، اون گزینه رو انتخاب می‌کنم. اسکریپت به برنامه اضافه می‌شه و من می‌تونم اون رو از منوی Run script برنامه اجرا کنم! به به!

یه برنامه هم برای آزمایش:


print “hello world”
print “i love ubunut gnu/linux”




تاکس های قرتی!

17 04 2008

آقا این tux ها رو نیگا کنید! در حین وب گردی بهشون رسیدم!!!